
سه فیلم «اسکورت» ساخته یوسف حاتمیکیا، «پروانه» اثر محمد برزوییپور و «نیمشب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، که همگی در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شدند، نمونههای بارز این وضعیت هستند.
هر یک از این آثار، با انتخاب سوژهای جذاب و بالقوه قدرتمند، اقتصاد زیرزمینی مرزها، تریلر روانشناختی و درام بحران جمعی آغاز میکنند و وعده یک تجربه سینمایی کامل را میدهند. با این حال، هر سه در نقطهای حساس از مسیر خلاقه خود، از پرداختن عمیق و اصیل به موضوع بازمیمانند و به دلایل مختلف، نتوانستهاند وعده اولیه خود را محقق کنند.
بررسی این سه فیلم در کنار هم، نه تنها نقاط ضعف و قوت هر یک را روشنتر میسازد، بلکه تصویری گویا از یک چالش مشترک در ساختار روایی و نگرش به سوژه در سینمای معاصر ایران ارائه میدهد. چالش پر کردن فاصله میان نیت اجتماعی یا دراماتیک و توانایی فنی-روایی برای تحقق آن. این نوشتار در پی واکاوی این شکاف است؛ شکافی که گاه با شعار جایگزین قصه، گاه با حقهبازی روایی پوشانده میشود و گاه در دام وفاداری سفت و سخت به واقعیت فرو میغلتد.
