
«جشنواره فیلم فجر»، به عنوان ویترین اصلی سینمای ایران، همواره عرصهای برای آزمون ایدههای بلندپروازانه و روبهرویی با چالشهای ساختاری این سینما بوده است.
در ششمین روز «چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر»، سه فیلم «رقص باد»، «بیلبورد» و «حال خوب زن» اگرچه در ژانر و موضوع متفاوت بودند، اما در یک نقطه مشترک تلاقی کردند: تلاش برای روایت داستانی پیچیده در چارچوبی فراتر از کلیشههای رایج و دستوپنجه نرم کردن با شکاف میان «نیت مفهومی» و «اجرای سینمایی».
بررسی این سه اثر نه تنها کیفیت منحصربهفرد هر یک را روشن میسازد، بلکه تصویری گویا از برخی مسائل مکرر در فیلمسازی معاصر ایران، از ضعف در ساختار روایی و شخصیتپردازی تا تقلیل مضامین اجتماعی و تاریخی، ارائه میدهد. هر یک از این فیلمها با جسارت به سراغ سوژههایی رفتهاند که در سینمای جریان اصلی کمتر دیده میشود، اما میزان توفیق آنها در تبدیل این ایدهها به تجربهای سینمایی اثرگذار و منسجم، متفاوت و اغلب بحثبرانگیز بوده است.
