
به گزارش مجله خبری نگار،در سالهای اخیر و با رشد شبکه نمایش خانگی، دوباره بحث اقتباس در فضای فرهنگی ایران داغ شده، بهویژه با پروژههایی مانند سریالهای «سووشون» و «بامداد خمار» که دو تا از مشهورترین رمانهای عاشقانه ادبیات معاصر را به زبان تصویر ترجمه کند. اما همین آثار بار دیگر این پرسش را پیش میکشند که مرز میان اقتباس و بازنویسی کجاست؟ مباحثه و مناقشه بر سر اقتباس در سینمای ایران سابقهای طولانی دارد. واقعیت این است که از سالهای اولیه شکلگیری سینما تا امروز، فیلمسازان ایرانی بارها به سراغ ادبیات رفتهاند، گاهی برای یافتن داستان و گاهی برای یافتن «اعتبار فرهنگی». مثلا در دهههای ۴۰ و ۵۰، با شکلگیری جریان سینمای مؤلف، اقتباس از آثار ادبی جدیتر شد و فیلمهایی ساخته شدند که تلاش میکردند ادبیات را به زبان سینما ترجمه کنند. در دوره پس از انقلاب نیز این روند ادامه یافت، اما با تغییر منابع، ادبیات کلاسیک، داستانهای اجتماعی و روایتهای تاریخی بیشترین سهم را در اقتباسها داشتند.
