
اقتصاد۲۴- میرا قربانی فر – عصر یک پنجشنبه معمولی در تهران؛ خیابان ولیعصر پر از رفتوآمد است. جلوی هر کافهای چند نفر در انتظار صندلی ایستادهاند. کیلومترها آن سوتر در رشت، صفهای طولانی جلوی قهوهفروشیهای کوچک دیده میشود؛ جوانانی که فنجان قهوهای داغ به دست گرفتهاند و روی نیمکتهای چوبی پیادهرو نشستهاند.
به سمت شرق ایران که برویم در مشهد، خانوادههایی در پارکها بساط کباب و قلیان پهن کردهاند و در اصفهان، هر کوچه تاریخی با کافهای تازه بازشده پر شده است و شیراز در فلات ایران نیز جلوهای دیگر از رشد قارچ گونه کافه و رستوران را نمایش میدهد.
این تصویر، برای بسیاری غافلگیرکننده است که چطور در کشوری که آمار رسمی از رکود شدید در بازار مسکن و خودرو، سقوط قدرت خرید و تورم ویرانگر حکایت دارد، کافهها و رستورانهای کوچک چنین پررونقاند؟
پرسشی که مدام در شبکههای اجتماعی طرح میشود، این است که چگونه مردم توامان از تورم و گرانی و بی پولی میگویند و جادهها پر از خودرو است و رستورانها و کافهها این چنین شلوغ و پر از جمعیت.
کار چنان بالا گرفت که شخصیتی شاید دانشگاهی، چون بیژن عبدالکریمی، فیلسوف، فلسفهدان و دانشیار گروه فلسفه نیز در گفتوگویی با احمد زیدآبادی، به این موضوع اشاره کرد و همین شلوغیها را نشانهای از «وضع خوب مردم ایران» دانست.
