![]()
شفقنا- علی ودایع در یادداشتی که در روزنامه اعتماد منتشر کرد نوشت: تبادل «آتش تاکتیکی» میان تهران و واشنگتن به پای ثابت زیرنویس اخبار تبدیل شده است. عادیسازی زد و خوردها در قلب آتشبسی ظاهری، نشان میدهد که «تفاهم اسلامآباد» چیزی جز یک لایه نازک یخ روی آتشفشان نیست؛ وضعیتی بهغایت پیچیده که هر لحظه پتانسیل پرتاب به فاز یک جنگ تمامعیار را در خود دارد. در شطرنج خونین خلیجفارس، جایی که باروت و نفت با یک جرقه به هم میرسند، صلح هرگز یک استراتژی نبوده و نیست، بلکه صرفا تنفسی تاکتیکی برای پر کردن خشابهاست. حالا در تنگه هرمز، عقربههای ساعت به وقت صفر جنگ تنظیم شدهاند؛ جایی که موازنه عریان وحشت، تفاهمهای کاغذی را به سخره میگیرد.سایه سنگین ناوهای هواپیمابر امریکایی بر آبهای تیره خلیجفارس و رقص پهپادهای انتحاری ایران در آسمان هرمز، نشانهای سخت از یک واقعیت تلخ است؛ «در خاورمیانه، دیپلماسی بدون اتکا به لوله تفنگ، تنها یک شوخی فانتزی است.» کسانی که فکر میکردند تفاهم اسلامآباد میتواند غول جنگ را در چراغ جادو حبس کند، کوران بیرحم رئالیسم را نادیده گرفته بودند. امروز در جغرافیای تنگه هرمز، جنگ همزمان دو روی یک سکه است؛ در محاسبات روی کاغذ و پشت میزهای مذاکره «خیلی دور» جلوه میکند، اما در نگاه فرماندهان خط مقدم، به اندازه فشردن یک ماشه «خیلی نزدیک» است. ماشهای که فروپاشی کامل تفاهمات نیمبند را کلید خواهد زد.
منطق بیرحم آنارشی در هرمز- امروز در روابط بینالملل، هیچکس به نیتها اعتماد نمیکند؛ چون در نظام بینالملل، «آنارشی» یا همان بیدولتی مطلق حاکم است. در این بازی بیرحم، کشورها شبیه به بوکسورهایی هستند که در یک اتاق تاریک دست و پا میزنند؛ هر حرکتی از سوی رقیب، بوی خون میدهد. تنگه هرمز، ویترین تمامعیار این سیستم خودیار است. وقتی پنتاگون برای عقب راندن سایه تهدیدها، ناوگروه جدیدی را به منطقه گسیل میکند یا سامانههای پدافندیاش را به رخ میکشد، از دید خودش در حال «تحکیم امنیت» است؛ اما در اتاق جنگ تهران، این حرکت چیزی جز آرایش هجومی برای یک شبیخون احتمالی تفسیر نمیشود.
پاتک ایران هم مشخص است: زنجیر کردن قایقهای تندرو، مینریزی هوشمند و به خط کردن شهپادها در جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک. این چرخدنده ویرانگر، همان «معضل امنیت» است؛ جایی که تلاش هر طرف برای زنده ماندن، طرف مقابل را به سمت لبه پرتگاه هل میدهد. واقعیت این است که توافقها در خاورمیانه تا زمانی اعتبار دارند که توازن قدرت تکان نخورد. حالا که زرادخانههای طرفین بازسازی شده و بوی باروت تندتر شده، تعهدات کاغذی اولین چیزی است که در آتش هرمز میسوزد.
