26 بهمن 1404

«جهان مبهم هاتف» با تکیه بر یک داستان واقعی و ادعای درام بیوگرافیک وارد میدان میشود، اما در میانه راه میان روایت سینمایی و رویکرد تبلیغاتی سرگردان میماند و واقعیت را در سایه شعار از دست میدهد.
«جهان مبهم هاتف» نخستین ساخته مجید رستگار اگرچه با اتکا به داستانی واقعی درباره دو نخبه کارآفرین و حضور چهرههایی چون رضا کیانیان در جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر ظاهر شد، اما از منظر نظریههای روانشناختی و سینمایی دچار دوپارگی عمیقی است که آن را میان ادعای واقعگرایی و فرم بیرمق سرگردان کرده است. این نقد با بهرهگیری از آرای کارل گوستاو یونگ در باب کهنالگوها و ناخودآگاه جمعی و نیز نظریه مؤلف و مطالعات ژانر در سینما، نشان میدهد که «جهان مبهم هاتف» در هر دو ساحت دچار فروپاشی معنایی و فرمی است.
روانشناسی تحلیلی یونگ و کهنالگوهای ناتمام؛ از سایه تا پیر خردمند
