او بسیار به مستمندان رسیدگى مى کرد. به دادن صدقه به ویژه در شبهاى تار و به صورت پنهانى بسیار مبادرت مى کرد. با خدمتگزارانش کنار یک سفره مى نشست و غذا مى خورد.
خدمتکارى را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمى خواند. با صداى بلند و با قهقهه هرگز نمى خندید. رفع نیاز مؤمنان و گره گشایى از ایشان را بر دیگر کارها مقدّم مى داشت. روى حصیر مى نشست. قرآن زیاد تلاوت مى کرد. با گفتارش دل کسى را نرنجانید.
نام زیبایت قرن هاست بر تارک تاریخ سرزمینم،چون کوه نور می درخشد وعطر نفس هایت تا همیشه ،مشام جانم را می نوازد،نام تو گرمی بخش وجود یخ زده ام می شود وتلالو یادت وشمیم ذکرت،خون سبز را در رگ هایم به جریان در می آورد .به من بگو کدامین نسیم است که دل انگیز ترین نسیم کوی تو باشد وکدام جاری زلال زندگی زلال تر از نیم نگاه تو؟ کدام غریبی آشناتر از تو وکدام ضامنی معتبرتر؟
ای امام رئوف !!!
يسع بن حمزه مىگويد: من در مجلسى با حضرت رضا«ص» مشغول صحبت بودم و عده زيادى هم براى پرسش از مسائل حلال و حرام جمع شده بودند. كه مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و درود كرد و عرضه داشت:
حضرت فرمود، اجازه مى دهيد من به داخل منزل بروم؟ بلند شدند و داخل رفتند و بعد از لحظاتى آمدند پشت در و دست مبارک خودرا از بالاى در خارج كردند و فرمودند: كجاست آن مرد خراسانى؟ آن مرد گفت: بله اينجا هستم. حضرت فرمود: اين دويست دينار را بگير و كار خودرا انجام بده و به آن متبرك شو و از طرف من هم لازم نيست صدقه دهى، بيرون برو كه من ترا نبينم و تو مرا نبينى. آن مرد خارج شد.
هوالمصور، السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
هر وقت حاجتی دارم مهمان حرمت هستم آنقدر دخیل می بندم تا حاجتم روا شود. چقدر ماه هاي خدا عجیب است دوازده ماه به نیت دوازده امام، زیاد نمیتوانم این را بگویم چون کار خدا با حکمت است و عقل ناقص و ناتوان من قادر به بیان آن نیست. محرم الحرام اجازه ي ورود به ماه حسین است تا ایشان اذن دخول ندهند قطره اشکی ریخته نمیشود و آخر صفر هم با شهادت غریب الغربا . واقعا غریب به چه معناست… غریبه کیست… ؟
قصه پر غصه شهادت امام رضا علیه السلام از زبان اباصلت هروی یار نزدیک امام رضا ( ع) می شنویم . اباصلت هروی می گوید: من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم.
ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگهای خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند.» و این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود.
موضوع : نامه ای به امام رضا علیه السلام
سلام ای ولی و سرپرست و یاور من،
امام رضا«ع» در یازدهم ذی قعده سال۱۴۸ه.ق در مدینه ي منوره بدنیا آمد. نام پدرش امام موسی کاظم«ع» که امام هفتم میباشد بود. و مادرش نجمه نام داشت. ایشان معلمی بود که به کودکان درس زندگی و اخلاق و علم و ادب می آموخت،ایشان طی مسافرتی به ایران وارد شدند ودر شهر مشهد به دست مامون به شهادت رسیدند. ودر همان جا برایش مرقدی طلایی و زیبا بنا نهادند و ازآن پس مشهد رابه نام مشهد مقدس خواندند.
زیرا که هیچ چیزی در درگاه خدا غیرممکن نیست، بلکه این خود ما هستیم که چیزی به اسم غیرممکن را در ذهن خود تداعی میکنیم و به آن شاخ و برگ میدهیم. امام رضا«ع» همیشه برای ما ودر ذهن ما یک اسطوره بوده است و همیشه آن رابه بزرگی نام میبریم. زیرا که هیچوقت کسی راکه به درگاهش امید بسته و طلب در درگاه خدا را کرده ناامید بازنگردانده است.
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)، سلام بر تو که نامت علی است سلام بر تو ای خورشید آسمان فقاهت و عالم آل رسالت، سلام بر تو که پرستوی دل تنها گوشه ی حرم امن تو آشیانه می کند و شمع دل تنها در عطش خورشید نگاه تو می سوزد.
امشب حریم امن تو نورباران است… اینجا نور قرآن پرتو افکنده و ملائک بال در بال، گرد حرم محبت تو می چرخند. آری اینجا دارالامان مهر و وفاست. اینجا دارالسلام عشق و رضاست.
