متن زیبا در مورد رنگ زرد؛ جملات قشنگ درباره رنگ زرد

زرد، رنگ خورشید درخشان، تابستان گرم و طلایی، گندمزارهای سرسبز و شادابی و طراوت است. این رنگ گرم و پرانرژی، در دنیای رنگ‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد و معانی و مفاهیم مختلفی را به ذهن متبادر می‌کند. به جرات می توان گفت متن و جملات زیبا در مورد رنگ زرد حال و هوای خاصی را به خود می گیرد. به طوری که هر خواننده ای مجذوب آن می شود. به همین خاطر ما در این بخش از تاپ ناز تصمیم داریم گلچینی از زیباترین متن های احساسی در مورد رنگ زرد را برایتان گردآوری کنیم.

زرد، رنگ خورشید درخشان، تابستان گرم و طلایی، گندمزارهای سرسبز و شادابی و طراوت است. این رنگ گرم و پرانرژی، در دنیای رنگ‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد و معانی و مفاهیم مختلفی را به ذهن متبادر می‌کند. به جرات می توان گفت متن و جملات زیبا در مورد رنگ زرد حال و هوای خاصی را به خود می گیرد. به طوری که هر خواننده ای مجذوب آن می شود. به همین خاطر ما در این بخش از تاپ ناز تصمیم داریم گلچینی از زیباترین متن های احساسی در مورد رنگ زرد را برایتان گردآوری کنیم.

شادی به رنگ زرد است
زردی به گونه هاست
زردآب غم به دل بینوای ماست

برگای زرد منو یاد تو میندازن
چه زود رسید پاییز بازم
اما اینبار تو مال من نیستی

بعضیا مثه چراغ زرد راهنمایی رانندگی هستن
هیچ کس بهشون توجه نمی کنه

آنقدر امیدوار بودم
که پاییز دلش نیامد زرد شود

به تو فکر می کنم
و برگ های زرد یکی یکی شکوفه می شوند
راستی آنجا هم پاییز این همه زیباست؟

شکوه سبز بهاران را برین کرانه نخواهم دید
که رنگ زرد خزان دارد همیشه خاطر ویرانم

من حس و حال فصل پاییزم
رویم به رنگ زرد و دستم سرد
زیباترین مفهوم دلدادن
معنای بی مفهوم واژه مرد

سبز می شود
و سرخ
و زرد
و میان این همه شدن
هیچ کس بر تن پاییز
خسته نباشی حک نمی کند

پیکر سبز آرزوهای بهاریم
در تابوتی به رنگ زرد پائیزی
بر دوش هزاران بغض فرو خورده سرخ
تا بی نهایت سیاهی های دوردست

به شهر رنگ ها رفتیم گفتی زرد نامرد است

زرد و نیلی و بنفش

با بنفشه ها نشسته ام

اگــــــر دنـــبـــال زردی کــوچـولــو بــایـد بــگردی!

تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

شـــایــد خـــبـر نـــداری از رنــــگ یـــک قـــنـــاری

به تو فکر می کنم و برگ‌های زرد
یکی یکی شکوفه می‌شوند
راستی آن جا هم پاییز این همه زیباست؟

گریه نکن
مرد،
درد،
رنگ زرد؛
هم قافیه‌اند!

با رنگ سرخ می‌افکنم طرحی از آبی را
از رنگ زرد برای قلبم بستری می‌سازم

دلم خرابه گشته ودر حسرتم

پرتاب رنگ زرد

و شیپورهای متـأسف

خانه‌امان را

کنار باران، در گل زرد می‌گذارم

سبز می شود

و زرد

پیکر سبز آرزوهای بهاریم

بر دوش هزاران بغض فرو خورده سرخ

پدر سرخ می کند صورت به سیلی
رخ فرزند نگردد زرد و نیلی…

شکوه سبز بهاران را برین کرانه نخواهم دید
که رنگ زرد خزان دارد همیشه خاطر ویرانم

رنگ زرد یکی از شگفت انگیزترین حقایقی است
که می توان برای انسان آشکار کرد

وقتی زندگی شما زرد می شود
مطمئن شوید که رویاهای رنگی دارید

من سعی می‌ کنم از رنگ‌ زرد
مانند کلماتی استفاده کنم که شعرها را شکل می‌ دهند
مانند نت‌ هایی که موسیقی را شکل می‌ دهند

رنگ زرد نه تنها دنیا را زنده می کند
بلکه باعث می شود من و شما هم
احساس زنده بودن کنیم

رنگ زرد ابزار قدرتمندی است
که می تواند روحیه و دیدگاه شما را تغییر دهد

تو ای خزان
ای خزان خوش خط و خال
تویی که برگ درختان را به ضیافت رنگ زرد برده ای
مرا نیز با خود به رویا ببر

زندگی خود را
با یک رنگ زرد زندگی کنید

رنگ زرد مانند ملودی های زیبا
و کلمات سوزناک از احساسات عمیق درون ما
نشات می گیرد

I really just want to be warm yellow light
that pours over everyone I love
من فقط می خوام نور زرد گرمی باشم
که روی هر کسی که دوست دارم بتابد

Yellow is the perceived color of sunshine
It is associated with joy, happiness, intellect, and energy
زرد رنگ درک شده از نور خورشید است
که با شوخی، شادی، عقل و انرژی همراه است

Daffodils are yellow trumpets of spring
نرگس ها شیپورهای زرد بهار هستند

Yellow is the color of the east, childhood, and morning
زرد رنگ شرق و کودکی و صبح است

Life is a loaded gun
that looks right at you with a yellow eye
زندگی تفنگی پر است
که با چشمی زرد به شما نگاه می کند

کاش چون پاییز بودم، کاش چون پاییز بودم

برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد

ریشه ام در بهار است و

نه سبز می شوم نه زرد

از چشم هایت افتاده ام

یادت بماند

زیر باران فکر کردن
دست به کوچه‌ های شهر ساییدن
شهر را در آتش و رؤیاها بوسیدن
حس ‌کردنِ این‌که
همه‌چیز را می‌توانی در آغوش بگیری
جا دهی

خیسی
از زرد و نارنجی و کلاغ
از حمله‌ی تاریکی و آتش
آن‌قدر خیس که
همیشه سرما پیدایت می‌کند
و در استخوان‌هایت می‌گرید

زرد،سُرخ،ارغوانی
برگ های مهر
آویزان‌ در بازی‌باد…

یک شب دعای تشنه ی ما ابر می شود
این روزگار زرد و سترون همیشه نیست…

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *