حضرت آیت الله جوادی آملی: روز ۲۴ ذیحجّه را از دست ندهید/ «مباهله» الان معجزه است منتها کسی که بتواند «بهال» کند

شفقنا- حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند: روز ۲۴ ذیحجّه را توصیه می‌کنیم که هرگز این را از دست ندهید به عنوان یک روز علمی تلقّی بکنید؛ الآن هم «بِهال» زنده است معجزه است، قرآن الآن معجزه است، مباهله هم الآن معجزه است؛ منتها کسی که بتواند بِهال کند «آن کس که می یافت نشود آنم آرزوست».

شفقنا- حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند: روز ۲۴ ذیحجّه را توصیه می‌کنیم که هرگز این را از دست ندهید به عنوان یک روز علمی تلقّی بکنید؛ الآن هم «بِهال» زنده است معجزه است، قرآن الآن معجزه است، مباهله هم الآن معجزه است؛ منتها کسی که بتواند بِهال کند «آن کس که می یافت نشود آنم آرزوست».

به گزارش شفقنا، حضرت آیت الله جوادی املی در یکی از درس های اخلاق خود به مناسبت روز مباهله بیان کردند:  بیست و چهارم ذیحجّه روز مباهله است؛ این روز را باید گرامی بداریم، همه ما؛ چه حوزوی چه دانشگاهی، چه برادران و خواهران ایمانی، از برجسته‌ترین روزهای سال، همین ۲۴ ذیحجّه است که روز مباهله است. مسیحی‌ها فکر می‌کردند که ـ معاذ الله ـ عیسی فرزند خداست مبتلا به تثلیث شدند گفتند اب و ابن و روح القدس و مانند آن, آیه نازل شد: ﴿لَقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ﴾ بعد در سوره مبارکه «آل‌عمران» برهان اقامه کرد، فرمود چرا شما می‌گویید عیسی فرزند خداست؟ اگر می‌بینید عیسی فرزندِ پدری نیست فقط مادر دارد، مهم‌تر از آفرینش عیسی, بالاتر از آفرینش عیسی, دشوارتر از خلقت عیسی, جریان حضرت آدم(سلام الله علیه) است که نه پدر دارد نه مادر: ﴿إِنَّ مَثَلَ عیسی‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ﴾ وقتی این آیه در سوره مبارکه «آل‌عمران» نازل شد، مطلب برهانی شد که شما از استبعادتان باید دست بردارید در برابر قدرت ذات اقدس الهی چه منعی است که فرزندی را بدون پدر به دنیا بیاورد؛ فرزندی که نه پدر دارد نه مادر دارد آن را خدا خلق کرد، فرزندی که پدر ندارد، ولی مادر دارد هم کاملاً می‌تواند خلق کند: ﴿إِنَّ مَثَلَ عیسی‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ﴾ این می‌شود برهان مسئله. در آیه فرمود رسول من! حالا که مطلب برای شما عالمانه ثابت شد، شما هم محقّقانه فهمیدید عیسی موجودی است ممکن, مثل موجودات دیگر, فرزند خدا نیست ـ معاذ الله ـ فرزند مادر خودش است؛ لذا اصرار قرآن کریم در نام بردن حضرت میسح این است که می‌گوید: ﴿عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ. غالباً نام مبارک عیسی را به عنوان اینکه فرزند مریم است اسم می‌برد ﴿عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ﴾ این نکته‌ای دارد وگرنه انبیای دیگر را به نام پدرشان یا مادرشان صدا نمی‌زند مگر ضرورتی اقتضا بکند که به نام پدر صدا بزنند؛ ولی با این وجود در جریان عیسی می‌فرماید: ﴿عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ﴾﴿إِنَّ مَثَلَ عیسی‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ﴾ این مطلب برهانی را برای پیامبر تثبیت کرد؛ فرمود از این به بعد ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ﴾ بعد از اینکه برای شما روشن شد طبق آیات قرآنی و برهان الهی که عیسی فرزند خدا نیست، فرزند مریم است و در قدرت الهی همه چیز آسان است با اینها احتجاج بکن! این مطلب را به اینها بگو که اینها دست بر دارند، اگر دست‌بردار نیستند مباهله بکن! به هر حال راهی برای فصل خصومت هست. معجزه برای همین است، فصل خصومتِ بین موسای کلیم(سلام الله علیه) و دربار فرعون همان مسئله عصا و امثال عصا بود. وجود مبارک موسای کلیم برهان اقامه کرد: ﴿رَبُّنَا الَّذی أَعْطی‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی﴾. این آیه کوتاه سوره مبارکه «طه» چقدر با جلال و عظمت است! یک سطر بیشتر نیست؛ اما سه اصل از اصول عقلی را در خودش جا داد: هم نظام فاعلی را, هم نظام داخلی را, هم نظام خارجی را، این چه آیه‌ای است! ﴿رَبُّنَا الَّذی أَعْطی‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی﴾، آن ﴿رَبُّنَا الَّذی أَعْطی‏﴾ می‌شود نظام فاعلی و مبدأ فاعلی، ﴿أَعْطی‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ﴾ می‌شود نظام داخلی؛ یعنی هیچ چیز را ناقص خلق نکرد، یک و اگر طلبه‌ای این درس‌ها را گوش بدهد و نتواند یک مقاله بنویسد وقت خودش را تلف کرده. دو; اگر چیزی معیب باشد نظام داخلی‌اش تأمین نیست؛ پس نظام فاعلی‌اش حتماً به الله برمی‌گردد، نظام داخلی‌اش به نصاب رسیده، مصون از نقص و مبرّای از عیب، این دو; ﴿ثُمَّ هَدی﴾ به مقصد, به نظام غایی، این سه; اوست که آفرید برای اینکه هر موجودی که نبود و پیدا شد به هر حال سبب می‌خواهد، سبب آن نه مثل اوست نه خود او؛ پس یک مبدأ فاعلی می‌خواهد، وقتی فرعون گفت که خدای تو کیست که تو از طرف خدا آمدی؟ نظام فاعلی را مشخص کرد؛ بعد نظام داخلی را، فرمود هیچ! به نحو سالبه کلیه، هیچ موجودی نه ناقص خلق شد نه معیب, فرق نقصان و عیب این است. نقصان این است که شیء سالم است ولی جوابگو نیست؛ اگر شما سالنی دارید این بیست متر مساحت آن است، یک فرش دوازده متری پهن کردید ولو نو است هیچ عیبی در آن نیست؛ اما ناقص است، این فرش جوابگوی این مساحت نیست. دو: عیب یعنی در درونش مشکل دارد مثل فرش پوسیده, فرش سوخته, این فرش ممکن است بیست متر باشد؛ ولی سوخته است فاسد است. ما یک نقص داریم در قبالش کمال است, یک عیب داریم در مقابلش صحّت است، این دین مصون از نقص است ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ﴾ و مصون از عیب است، چون ﴿رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً﴾ و خدا معیب را نمی‌پسندد. کلیم خدا فرمود: ﴿رَبُّنَا الَّذی أَعْطی‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ﴾ برای هر چیزی، هر چه لازم بود داد؛ آبزیان را مسلّح کرد, کسانی که در قطب باید شش ماه بخوابند بعد از شش ماه بیدار بشوند آنها را مسلح کرد, موجودات هوایی را مسلح کرد, بعضی از موجودات‌اند که به دنبال شکار می‌روند، این شکار نشد شکار دیگر, اینها خیلی شکار را تعقیب نمی‌کنند همین که خسته شدند رها می‌کنند؛ معمولاً شیر این طور است, گرگ این طور است, گراز این طور است؛ اما عقابی که تهیه روزی‌اش بسیار سخت و دشوار است به او قدرتی داد، حوصله‌ای داد، جُربزه‌ای داد که شکار خودش را بیش از شکارچیان دیگر تعقیب کند. اینکه عقاب را عقاب گفتند برای اینکه پشت سر هم شکار خودش را تعقیب می‌کند تا بگیرد، او چاره‌ای جز پشت سر هم تعقیب کردن ندارد؛ لذا به او گفتند عقاب، آن‌قدر شکار خود را دنبال می‌کند تا بگیرد، الاّ مواردی که «خرج بالدلیل».

منبع  : خبرگزاری بین اللملی شفقنا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *