چرا جوان ایران دنبال کار کردن نیست؟/ بیکاری خودخواسته نتیجه تورمی که تنوره می‌کشد

تورم مهرماه ۱۴۰۴ با ثبت ۵ درصد رشد ماهانه، نه تنها سفره مردم بلکه چشم‌انداز بازار کار را نیز تهدید کرده است. در شرایطی که کار کردن به معنای کاهش قدرت خرید است، انگیزه و بهره‌وری به شدت کاهش می‌یابد. جوانان یا به مهاجرت روی می‌آورند، یا وارد بیکاری پنهان می‌شوند، یا سراغ بازارهای غیرمولد می‌روند. این وضعیت چرخه‌ای از رکود، ناامیدی و تحلیل سرمایه انسانی ایجاد می‌کند.
تورم مهرماه ۱۴۰۴ با ثبت ۵ درصد رشد ماهانه، نه تنها سفره مردم بلکه چشم‌انداز بازار کار را نیز تهدید کرده است. در شرایطی که کار کردن به معنای کاهش قدرت خرید است، انگیزه و بهره‌وری به شدت کاهش می‌یابد. جوانان یا به مهاجرت روی می‌آورند، یا وارد بیکاری پنهان می‌شوند، یا سراغ بازارهای غیرمولد می‌روند. این وضعیت چرخه‌ای از رکود، ناامیدی و تحلیل سرمایه انسانی ایجاد می‌کند.

جوانان ایران در تله اقتصاد بی‌پاداش

اقتصاد۲۴-  در حالی که شاخص قیمت مصرف‌کننده در مهرماه ۱۴۰۴ به عددی بی‌سابقه رسیده و تورم نقطه‌به‌نقطه به ۴۸.۶ درصد صعود کرده، پیامد‌های این انفجار قیمتی تنها در برچسب کالا‌ها خلاصه نمی‌شود. اکنون نشانه‌های فرسایش درونی اقتصاد ایران در رفتار و نگرش نیروی کار – به‌ویژه جوانان – آشکار شده است.

به گزارش سایت اقتصادی اقتصاد ۲۴، اکنون نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه –که میزان تغییر قیمت‌ها در یک سال را نشان می‌دهد در مهر ماه به ۴۸.۶ درصد رسید. این رقم به معنای آن است که خانوار‌های ایرانی برای خرید سبدی یکسان از کالا‌ها و خدمات، نسبت به مهر سال گذشته نزدیک به ۵۰ درصد بیشتر هزینه کرده‌اند. گرانی افسارگسیخته، کاهش ارزش واقعی دستمزد‌ها و نااطمینانی مزمن، ترکیب خطرناکی ساخته که نه‌فقط سفره مردم، بلکه انگیزه‌ کار و امید به آینده را تهدید می‌کند.

در چنین شرایطی، روشن است که عبور از این بحران نیازمند رویکردی فراتر از سیاست‌های کوتاه‌مدت است. ثبات قیمتی و حمایت واقعی از نیروی کار، پیش‌شرط بازسازی انگیزه و بهره‌وری در اقتصاد ایران محسوب می‌شود. جوانان، ستون فقرات آینده اقتصادی کشور، بدون چشم‌انداز روشن و امنیت شغلی، یا مهاجرت را انتخاب می‌کنند یا از بازار کار کناره می‌گیرند. اگر این روند ادامه یابد، نه‌تنها فرصت‌های شغلی محدود می‌شود، بلکه سرمایه انسانی کشور به شکل نگران‌کننده‌ای تحلیل می‌رود. مدیریت تورم و ارتقای ارزش واقعی دستمزدها، تنها راه برای جلوگیری از فرسایش امید و مهار چرخه رکود و ناامیدی است. در غیر این صورت، جامعه با نسلی مواجه خواهد شد که کار کردن را نه به‌عنوان ابزار رشد و پیشرفت، بلکه تنها به‌عنوان وسیله‌ای برای بقا می‌بیند. این واقعیت هشداری جدی برای سیاستگذاران است: اقتصاد بدون نیروی کار فعال و امیدوار، محکوم به رکود مزمن خواهد بود.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *