هنر پایانبندی چیزی است که میتواند یک فیلم را نجات دهد یا آن را به قهقرا بفرستد. چرا که صحنههای پایانی، آخرین چیزی است که یاد مخاطب میماند. «ناتور دشت» یکی از فیلمهایی است که میتوان در مورد پایان بندی آن صحبت کرد.
سوره سینما – مهدی مافی : سکانس پایانی فیلم «دکتر استرنجلاو» استنلی کوبریک یک بوفه عذا دارد که هیچ وقت به طور شایستهای از آن استفاده نمیشود. اگر دنبال دلیل آن بروید به یک ماجرای جالب میرسید؛ کوبریک قرار بوده انتهای فیلمش را با یک نبرد بوفه غذا به پایان برساند. به طوری که شخصیتها با پای سیب بیفتند به جان هم. استاد این پایان را ضبط هم میکند اما در نهایت تصور کرده نمایش آن به طنز فیلمش آسیب میرساند و آن را تبدیل به یک «بزن بکوب» بیارزش میکند و کسی دیگر به طنز روشنفکرانه ماقبل آن صحنه خاص نمیاندیشد. کوبریک یک پایان بندی جدید برای اثرش مینویسد و میگیرد؛ که همانی است که دیدهاید. آن دعوای بوفه غذا هم برای همیشه به آرشیو میرود. حداقل تصور این بوده که برای همیشه به آرشیو میرود. اما بعد از مرگ کوبریک این صحنهها از کمد بیرون میآید و به صورت محدود پخش میگردد. کوبریک تا زمانی که جان در بدن داشت اجازه انتشار پایانی جز آنچه ضبط کرده را به کسی نداد چون به درستی میدانست پایان همه چیز است.
هنر پایانبندی چیزی است که میتواند یک فیلم را نجات دهد یا آن را به قهقرا بفرستد. چرا که صحنههای پایانی، آخرین چیزی است که یاد مخاطب میماند. اگر شمای کارگردان بتوانید در لحظات پایانی حس خوب و مثبتی در بیننده ایجاد کنید، فیلم شما همیشه با آن حس در ذهن مخاطب ثبت میگردد. البته عکس این قانون هم صادق است.
