گردهمایی بچه مذهبی‌های دانشگاه/ ماجرای دانشجوی سوری که می‌خواست به‌ دیدن «آقا» برود

پاسدار می‌پرسد از کجا آمدی؟ جواب می‌دهد: «سوریه!» می‌گوید اهل حلب است و حالا که جنگ شده ناگزیر از زندگی در دمشق. البته خودش دانشجوست و در یکی از دانشگاه‌های شیراز درس می‌خواند.

پاسدار می‌پرسد از کجا آمدی؟ جواب می‌دهد: «سوریه!» می‌گوید اهل حلب است و حالا که جنگ شده ناگزیر از زندگی در دمشق. البته خودش دانشجوست و در یکی از دانشگاه‌های شیراز درس می‌خواند.

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو -محمد صالح سلطانی، «هیچ‌کس نیست که فردا بره…تو می‌تونی بری؟» حاشیه می‌روم و اصرار که:«اگر حالا کسی هست که بره، من نرم. خیلی فرصتش رو ندارم…» و از این مدل کنار کشیدن‌ها که یعنی من نیستم. چند لحظه که می‌گذرد اما با خودم فکر می‌کنم آدم باید خیلی کم توفیق  باشد که وقتی برای شرکت در مجلس عزاداری امام حسین دعوتش می‌کنند، رد کند. با خودم می گویم حالا که با محاسبات «کلاس دارم» و «باید درس بخوانم»، کربلای اربعین را از دست دادم، حیف است مجلس عزاداری دانشجویی در حضور آقا  را هم از کف بدهم. قرارمان می‌شود ساعت ۸ صبح، جلوی در بیت.

 

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *