رستمِ خونسردِ تئاترشهر

وقتی قبل از شروع نمایش، صدای ساز دهنی اسفندیار که دریکی از صندلی های سالن، نشسته، می پیچید؛ آدم بی اختیار به یاد این شعر فرخزاد می افتد: « این ابتدای ویرانی است. آن روز هم که دست های تو ویران شدند، باد می آمد...»
۱۳۹۵/۰۳/۱۸

رستمِ خونسردِ تئاترشهر

وقتی قبل از شروع نمایش، صدای ساز دهنی اسفندیار که دریکی از صندلی های سالن، نشسته، می پیچید؛ آدم بی اختیار به یاد این شعر فرخزاد می افتد: « این ابتدای ویرانی است. آن روز هم که دست های تو ویران شدند، باد می آمد…»

منبع  : آفتاب نیوز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *