
اقتصاد۲۴- محمدرضا یوسفی شیخرباط نوشت:، اما اگر این متن را از منظر اقتصاد سیاسی اصلاحات بودجهای بررسی کنیم، با مجموعهای از کاستیها و سادهسازیهایی روبهرو میشویم که فهم آنها برای موفقیت هر نوع اصلاح بودجهای ضروری است.
نخستین نکته، نادیدهگرفتن محدودیتهای سیاسی اصلاحات بودجهای است. یکی از ملاحظات بنیادین اقتصاد سیاسی، تعارض منافع گروههای ذینفوذ است. اصلاحات اقتصادی در خلأ انجام نمیشود؛ بلکه در دل شبکهای از منافع سازمانیافته پیش میرود. بودجه در ایران، مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، صرفا یک سند مالی نیست؛ بلکه به تعبیر داگلاس نورث، ابزار توزیع رانت و تثبیت ائتلافهای سیاسی است.
نامه با وجود تأکید بر حذف ردیفهای غیرمولد، اشاره نمیکند که بسیاری از این ردیفها بخشی از شبکههای حمایتیاند و حذف آنها بدون تغییر در ساختار عملا ممکن نیست. مطابق نظریه «ائتلافهای توزیعی» اولسون، گروههای کوچک و سازمانیافته توان مقاومت بسیار بیشتری نسبت به اکثریت پراکنده مردم یا نهادهای مدنی ضعیف دارند؛ واقعیتی که در نامه نادیده گرفته شده است.
