انشا درباره خدا (خالق مهربان)

انشا دانش آموزی در مورد خدا 

انشا درباره خدا
انشا با موضوع خدا به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا درباره خدا

بچه که بودم خیلی دوست داشتم خدا را ببینم. دائماً به آسمان نگاه می‌کردم و خدا را لابه‌لای ابرها جستجو می‌کردم. وقتی شکل‌های مختلف ابرها را می‌دیدم، تصور می‌کردم ابرها حتماً تصویری از خدا را به ما نشان می‌دهند. هر وقت دلم می‌گرفت و از موضوعی ناراحت بودم، سرم را به سمت آسمان می‌کردم و با خدا حرف می‌زدم. تصورم بر این بود که خدا فقط در آسمان است.

بزرگتر که شدم فهمیدم آسمان خانه خدا نیست. خدا آفریدگاری است که در همه جا حضور دارد و حتی از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است. دیگر برای صحبت با خدا به آسمان نگاه نمی‌کردم، چشمانم را می‌بستم و از ته دل با او سخن می‌گفتم. دیگر به دنبال چهره‌ای برای خدا نبودم و در هر ذره‌ای که می‌دیدم نشانه‌های قدرت او را جستجو می‌کردم.

کمی که گذشت انگار با خدا صمیمی‌تر شدم، دیگر جزئیات تمام اتفاقات زندگی را برایش تعریف نمی‌کردم. به این باور رسیدم که خدا به همه امور آگاه است و نیازی نیست برای او چیزی تعریف کنیم. وقتی مسأله‌ای رخ می‌داد، بی‌آنکه مقدمه‌چینی کنم، از او می‌پرسیدم: «حند اگر ببیند بنده اش یک قدم به سوی او بر می دارد، خودش ده قدم را سمت او بر خواهد داشت. ما در کارهایمان به خدا توکل می کنیم و علاوه بر تلاشی که در کارهایمان میکنیم، نتیجه کار را به خدا می سپاریم چراکه می دانیم خداست که بهترین ها را رقم می زند و نتایج امور را به خیر و نیکی پیش می برد.

خداوند ” ارحم الراحمین” است یعنی مهربان ترین مهربان ها؛ حتی مهربانی او فراتر از مهربانی و محبت پدر و مادر است. انسان باید افتخار کند که خدایی دارد که همیشه پشتیبان اوست و هیچگاه دستش را رها نمی کند.
ما نباید به فرمان شیطان گوش کنیم و از فرمان خدا غافل شویم چراکه خداوند انسان را آفرید و دستور داد شیطان بر او سجده کند اما شیطان به خاطر غرورش این کار را نکرد و از درگاه خداوند رانده و از آن روز به بعد دشمن انسانها شد تا آن ها را غافل کند.

از خدا می خواهیم که عشق خود را در دل ما بنهد و از غفلت دورمان سازد.

موضوعات پیشنهادی انشاهای دانش آموزی

انشا توصیف خدا _ دانشچی

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری