
داریوش فرضیایی در یادداشتی در پی تجاوز وحشیانۀ امریکا و رژیم صهیونی به خاک ایران و شهادت کودکان میناب در مدرسۀ «شجرۀ طیبه» نوشت:
من، عمو پورنگ، سالهاست با خندههای کودکان جان گرفتهام، اما این روزها میان سایهی سنگین جنگ، ذهنم گیر کرده روی بچههای میناب و داغی که در دل پدر و مادرهایشان هیچوقت سرد نمیشود. منِ قصهگو که همیشه برای شادی آمده بودم، حالا واژههایم خیسِ اندوهاند؛ انگار هر قصهای که شروع میکنم به بغضی میرسد که مال من نیست، مال همهی بچههایی است که ناگهان بزرگ شدهاند.
کاش هیچ کودکی در هیچ کجای دنیا بوی جنگ را نفهمد و واژههایی مثل موشک و صدای انفجار وارد دایرهی لغاتشان نشود. بچهها باید با رنگها بزرگ شوند نه با خاکستر؛ با لالایی بخوابند نه با دلهره. این غمانگیزترین حقیقتی است که قلبم را میفشارد؛ اینکه جنگ، کودک را از کودکیاش میگیرد.
