ایستراگ‌های وانداویژن در دو قسمت اول که متوجهشان نشدید

در نگاه اول، سریال WandaVision به نظر یک اثر طنز در سبک سیتکام‌های خانوادگی سال‌های دور است. واندا ماکسیموف (Wanda Maximoff)، یا همان اسکارلت ویچ (Scarlet Witch)، با ویژن (Vision) به عنوان زن و شوهری خوشبخت در خانه خود با مشکلات روزمره مثل مهمانی‌های شام فاجعه بار و نقشه برای بچه آوردن دست و پنجه نرم می‌کنند؛ آن هم در ظاهر در جلوی مخاطبان حاضر در استودیو.

ایستراگ‌های وانداویژن - Banner

در نگاه اول، سریال WandaVision به نظر یک اثر طنز در سبک سیتکام‌های خانوادگی سال‌های دور است. واندا ماکسیموف (Wanda Maximoff)، یا همان اسکارلت ویچ (Scarlet Witch)، با ویژن (Vision) به عنوان زن و شوهری …

در نگاه اول، سریال WandaVision به نظر یک اثر طنز در سبک سیتکام‌های خانوادگی سال‌های دور است. واندا ماکسیموف (Wanda Maximoff)، یا همان اسکارلت ویچ (Scarlet Witch)، با ویژن (Vision) به عنوان زن و شوهری خوشبخت در خانه خود با مشکلات روزمره مثل مهمانی‌های شام فاجعه بار و نقشه برای بچه آوردن دست و پنجه نرم می‌کنند؛ آن هم در ظاهر در جلوی مخاطبان حاضر در استودیو.

اما در این بین یک پیچش داستانی وجود دارد: این زندگی شاد آن‌ها تقریباً به طور قطع توهم واندا است، مخصوصاً که می‌دانیم ویژن در طی وقایع Avengers: Infinity War توسط تانوس کشته شد. به نظر میرسد واندا که توانایی‌های کنترل ذهن دارد، به یک دنیای خیالی وارد شده که در آن او و ویژن می‌توانند به همراه هم در آمریکایی‌ترین حالت ممکن با هم به شکل «عادی» زندگی کنند. هر قسمت که در دهه‌ای متفاوت جریان دارد، از یک سیتکام کلاسیک محبوب مثل I Love Lucy یا Bewitched الهام گرفته است.

منبع  : ویجیاتو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *