
اقتصاد۲۴- رؤیای ارز تکنرخی از دهه ۷۰ خورشیدی تا امروز در اقتصاد ایران بارها و بارها واگویی شده است. در سال ۱۳۷۲ و در دولت اکبر هاشمیرفسنجانی بحث یکسانسازی نرخ ارز مطرح شد؛ زمانی که جنگ پایان یافته بود و دولت دلیلی برای پرداخت یارانه ارزی نمیدید. این بحث تا دولت محمد خاتمی ادامه داشت. وزارت اقتصاد معتقد بود «چندنرخیبودن»، زمینهساز فساد ساختاری و آربیتراژ ارزی است؛ اما بانک مرکزی استدلال میکرد تا زمانی که درآمد نفتی نوسان دارد و سرمایهگذاری خارجی قفل است، نرخ واحد ارز بهسرعت از کنترل خارج میشود.
در دهه ۸۰ و در دوره کوتاهی نرخ ارز یکسانسازی شد و بهای رسمی دلار به حدود ۸۰۰ تومان رسید، اما بسیاری اعتقاد داشتند که ارز تکنرخی دوام نمیآورد و با تحریم یا شوک نفتی دوباره شکاف نرخ رسمی و ارز بازار آزاد برمیگردد؛ چراکه اقتصاد ایران نفتی است و همه چیز به بازار نفت بستگی دارد. این پیشبینی محقق شد و در دهه ۹۰ که تحریمهای شدید بر اقتصاد ایران اعمال شد، مدام بین قیمت رسمی دلار و بازار آزاد فاصله افتاد و این شکاف سال به سال بزرگتر شد. در تمام سالهای گذشته دولتها بحث رانتیبودن ارز چندنرخی و فسادآمیزبودن آن را مطرح کرده و گفتهاند به دنبال تکنرخیکردن بهای ارز هستند. این جملات بارها به زبان کابینه اقتصادی مسعود پزشکیان هم آمده است، اما حالا که تنشهای خارجی کشور به اوج رسیده و ذخایر ارزی و فروش نفت بیشتر از همیشه در تنگناست، نتیجه ناگفته پیداست.
با تمام این اوصاف، اما باید گفت برنده ارز چندنرخی، جمعیت محدود رانتخواران بودهاند و بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی نه در خدمت توسعه کشور بوده، که موجب انباشت ثروت در جیب ذینفعان وضع موجود شده است.
