
اقتصاد۲۴- یارانه، سیاستی است که قرار بود فقر را کم کند، اما ریشههای تورم را عمیقتر کرد. دولت در حال حاضر به طیف گستردهای از ایرانیان یارانه پرداخت میکند. دولتهای مختلف بارها و بارها اعلام کردهاند که پرداخت یارانه بار مضاعفی بر دوش دولتهاست و بخش درخور توجهی از بودجه کشور صرف پرداخت یارانه به مردم کشور میشود. بااینحال، یارانه نهتنها نتوانسته فقر را کاهش دهد، بلکه فقر در جامعه تشدید شده است. تا آنجا که بسیاری از مردم کشور در واکنش به واریز خبر یارانه یک میلیون تومانی در صفحات شخصی خود نوشتهاند: «پرداخت یارانه، کوپن و کالابرگ، صف مرغ و گوشت و برنج و… تحقیرآمیز است».
این موضوع در حالی رخ میدهد که بسیاری از کشورهای توسعهیافته ازجمله آمریکا نیز سیاستهای حمایتی مانند بانک غذا اجرا میکنند. اقتصاددانان معتقدند تفاوت اساسی بین سیاست حمایتی مانند بانک غذا در آمریکا و کالابرگ در ایران، در این است که سیاستهای اقتصادی در ایران تولیدکننده فقر است و در نتیجه شمار فقرا آنقدر گسترده شده که دولت ناچار است به جمعیت بزرگی یارانه بدهد و از آن سمت منابع مالی برای تأمین یارانه این جمعیت بزرگ جوابگو نیست. این در حالی است که در کشورهای توسعهیافته، سیاستهای اقتصادی در جهت توسعه رفاه است و شمار افرادی که مشمول حمایت دولت هستند، جمعیت کوچکی را شامل میشود.
دولتهای مختلف کالابرگ و یارانه را بهعنوان راهحلی برای جلوگیری از تورم معرفی کردهاند، اما در نهایت تجربه نشان داده است این سیاست، نهتنها به کاهش فقر کمکی نکرده، بلکه بهعنوان یکی از عوامل اصلی تورم شناخته شده است. با وجود این تجربه، دولتهای بعدی نیز عملا از این مسیر خارج نشدند و در دولت ابراهیم رئیسی، یارانه نقدی ۳۰۰ هزار تومانی تعیین شد و امروز در دولت پزشکیان مجموع پرداختهای حمایتی و کالابرگی به خانوادهها به یک میلیون تومان رسید؛ افزایشی که در ظاهر نشانه توجه به معیشت مردم است، اما در عمل بیش از آنکه قدرت خرید را افزایش دهد، به موتور اصلی تورم تبدیل شده است. برخی کارشناسان معتقدند یارانه نقدی وارد چرخهای معیوب شده و ناتوانی دولت در تأمین منابع لازم برای جلوگیری از افزایش قیمت کالاهای اساسی، شوکهای جدیدی را ایجاد کرده است. ابزارهایی مانند ارز ترجیحی، بدون ایجاد سازوکار جایگزین مؤثر موجب شده قیمت کالاهای اساسی با سرعت بیشتری افزیش یابد و اقشار کمدرآمد را هدف قرار دهد.
