انشا در مورد مکالمه بین سیر و شلغم

انشای زیبا با موضوع ” مکالمه بین سیر و شلغم ” به صورت خیالی و جالب برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا جالب و خواندنی از گفتگوی سیر و شلغم

مکالمه بین سیر و شلغم

انشای زیبا با موضوع ” مکالمه بین سیر و شلغم ” به صورت خیالی و جالب برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

گفت و گوی خیالی سیر و شلغم

یک روز خنک پاییزی، زوج جوانی به فروشگاه محله شان می روند تا خرید کنند. از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در سبدشان گذاشتند و بعد از حساب کردن خریدشان، تصمیم گرفتند وسایلشان را در سبد چرخداری که از خانه آورده بودند بریزند و تا خانه قدم بزنند و از هوای پاییزی لذت ببرند.

هرچه خریده بودند پرت کرده بودند توی سبد؛ سیب در آغوش خیار، پرتقال ورِ دل نارنگی، شلغم هم کنار سیر! سر و صدای میوه ها و سبزیجات فضای سبد را پر کرده بود همه با خوشحالی از این موقعیتی که لا همه غذاها یک طرف و آش دوغ هم یک طرف! سیر با اعتماد به نفس بیشتری به شلغم گفت: همین آش دوغ اگر سیر نداشته باشد طرفدار هم ندارد.

شلغم که حسابی جا خورده بود، من من کنان گفت: من نمی دانستم تو هم خاصیت داشتی! اما هر چه که هست خیلی بد بو هستی. سیر دلش شکست و با ناراحتی به شلغم گفت: درست است بوی خوبی ندارم اما این جزء طبیعت من است و من در به وجود آمدنش نقشی نداشتم. حتی خیلی ها از بوی من خوششان می آید. با این حال کسی حق ندارد دیگران را به خاطر چیزهایی که خودشان در بوجود آمدنش نقش نداشتند مسخره کند. من هم به خودم اجازه نمی دهم چهره تو را مسخره کنم.

سیر حرف هایش را زد و رویش را از شلغم مغرور برگرداند. زوج جوان با خریدهایشان بالاخره به خانه رسیدند و غافل از اینکه چه ماجراهایی درون سبدشان رخ داده است. سیر هم آماده ترشی شدن شد و شلغم هم روی شعله رفت تا با عسل پخته شود.

انشا درباره گفتگوی خیالی ساحل و دریا

اختصاصی-دانشچی

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری