انشا با توصیف ادبی درباره برف زمستانی

انشا با موضوع برف به صورت توصیفی و ذهنی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا برف – شماره 1
زمستان است دی و بهمن غبارآلود، سقف آسمان کوتاه و زمین دلمرده دانه های زیبای برف همچون کبوتران سپید بالی بر پهنای زمین فرود می آیند و جای پای عابرانی که از خیابان ها گذشتند را پر می کنند.
برف بهانه ای برای خندیدن است برای اینکه بدانیم سیاهی و ناراحتی ها پایدار نبوده و می تواند پایان شب سیه سپید باشد.
برف می بارد، درها بسته و سرها در گریبان و دستهامان پنهان می شوند، این پاکی و روشنی از دل ابرهایی که نفس های سردشان را حبس کرده اند بیرون می آید تا امید سپیدی به دلهای خسته و غمگین ما بدهند و خاطره ای زیبا و در ذهنمان بر جای گذارد.
برف، این نعمت فوق العاده آرام و بی سر و صدا می بارد سیاهی ها را می بلعد و زمین را همچون پنبه سفید می کند.
در این سوز و سرمای زمستان در حالی که برف می آید و می تواند فرصتی باشد برای برف بازی و
برفها یکی پس از دیگری روی زمین مینشستند. برخی از آنها سرنوشت بهتری از برخی دیگر داشتند. دانههایی که فرصت بیشتری برای زنده ماندن داشتند، با در آغوش گرفتن یکدیگر، تبدیل به آدمبرفیهای عظیمی شدند که بر روی زمینی سپید، جذابیت خود را به رخ دیگران میکشاندند. برفها به صورت تنها، کوچک و ناچیز هستند اما آنها زمانی که با یکدیگر باشند، میتوانند پوشش یک جهان را به رنگ سفید تغییر دهند. اگر در زندگی دچار مشکل شدید، میتوانید از نزیکان خود کمک بگیرید. شنیدهاید که میگویند یک دست صدا ندارد؟ انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی پیشنهادی: انشا ادبی در مورد یک روز برفی
