
به گزارش مجله خبری نگار، تئاتر کشورمان این روزها میان رمانها و قصههای مشهور جهان سرک کشیده است؛ از فضای سیاه و آخر زمانی «مغازه خودکشی» ژان تولی گرفته تا انتخابهای از دست رفته در «کتابخانه نیمهشب» مت هیگ و طنز تلخ «منگی» ژوئل اگلوف، آثاری که هر کدام به شکلی متفاوت، زندگی، مرگ و حسرتهای انسانی را به تصویر کشیدهاند. این اقتباسها از ادبیات داستانی، جانی تازه به صحنههای تئاتر بخشیده است، بهخصوص که کارگردانها از آثار قدیمیتر و حتی کلاسیک هم چشمپوشی نکرده و به سراغ مخلوقات ادبی نویسندگان سرشناسی همچون چخوف، دیکنز و گولدونی هم رفته و دست به بازآفرینی آثارشان زدهاند. این موج تازه با بازخوانی پیچیدگیهای روانی، جنبههای هجوآلود و گاه نسخههایی آسیبپذیر از زندگی، به تئاتر شکلی نو داده است؛ تلاشی که با سازههایی خلاقانه و فضای روایی، میتواند بیش از پیش به سوی پیوند ادبیات و اجرا گام بردارد.
