انشا از زبان گلی که چیده شد

انشا ذهنی از زبان گلی که چیده شد به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

2 انشا دانش آموزی از زبان گلی که چیده شد

انشا از زبان گلی که چیده شد

انشا ذهنی از زبان گلی که چیده شد به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

موضوع انشا از زبان گلی که چیده شد

من فرمانروای باغچه بودم. موجودی دوست داشتنی که با زیبایی خود به بقیه فخر می‌فروخت. هر روز صبح به من رسیدگی می‌کردند. با تمامی اهالی خانه آشنایی داشتم. آن‌ها من را در ناز و نعمت قرار داده و نمی‌گذاشتند آسیبی به من برسد. من در زیبایی با خورشید درخشان رقابت می‌کردم. هر روز ابرها را تماشا و آن‌ها را به صورت شکل‌های مختلفی تجسم می‌کردم. آه چه بگویم از روزگار شادی که در آن بودم. باد با من رفیق بود. او داستان سرزمین‌های کهن را برای من تعریف می‌کرد. ماه درخشان، از دلتنگی شبانه‌اش می‌گفت و به بخت روشن من حسادت می‌کرد. از کرم‌ها گرفته تا برگ‌های درختان، همه و همه به روزگار من غبطه می‌خوردند و صحبتشان درباره زیبایی تمام‌نشدنی من بود.

من در این دوران خوش، ملکه‌ای از جنس گل بودم. گلی سرخ و خوشبو که فکر می‌کرد نامیرا است. حال می‌خواهم ماجرای تلخ خود را برای شما تعریف کنم. قرار بود مهمان به خانه بیاید. صاحب خانه حیاط را آب و جارو کرد. به درختان آ>درونم آرام آرام تغییر می‌کند. دیگر طراوت همیشگی را ندارم. ساقه‌ام دارد خشک می‌شود، گلبرگ‌هایم کم‌کم پژمرده می‌شوند. می‌دانم که دیگر عمرم رو به پایان است. دلم برای خاک تنگ شده، برای نسیم صبحگاهی، برای دوستانم که هنوز در باغچه نفس می‌کشند.

با این حال، از سرنوشتم ناراحت نیستم. چون فهمیدم که زیبایی‌ام برای دیگران خوشحالی آورد. شاید وقتی مرا به کسی هدیه دادند، دلش شاد شد، شاید در یک روز غمگین، رنگ و عطرم دلی را آرام کرد. من مثل یک ستاره بودم که در آسمان می‌درخشد، حتی اگر کوتاه باشد، باز هم زیبایی‌اش فراموش نمی‌شود.

پس اگر روزی گلی را دیدی، یادت باشد که او هم زندگی دارد، او هم احساس دارد. اگر می‌خواهی او را بچینی، لحظه‌ای فکر کن که آیا جای او در باغ نیست؟ آیا در کنار ریشه‌هایش خوشحال‌تر نخواهد بود؟ و اگر آن را چیدی، با محبت از او مراقبت کن، چون او آخرین روزهای عمرش را برای زیبایی دنیا فدا کرده است.

انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری