انشا خیالی در مورد برف و آفتاب

انشا با موضوع برف و آفتاب به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا ذهنی درباره برف و آفتاب 

انشا خیالی در مورد برف و آفتاب

انشا با موضوع برف و آفتاب به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

موضوع انشا برف و آفتاب

کشور ما کشوری چهار فصل سال است. یعنی هر چهار فصل بهار، تابستان، پاییز، زمستان را در اقلیم خود و در چهار گوشه از نقشه جغرافیایی دارد. هر کدام از این چهار فصل ویژگی‌های اقلیمی مختص به خود را دارا می‌باشند.

شاخص اصلی فصل بهار شکوفایی و جوانه زدن گل‌ها و گیاهان، زایندگی و هوایی معتدل و دلپذیر است. شاخص اصلی فصل تابستان، گرما و حرارت و داغی طاقت فرساست که نزد ما ایرانی‌ها یک مثل معروف هم دارد، مثل معروف انجیر پزان، که کنایه به اوج گرما و رسیدن انجیرها دارد که به گرمای زیادی نیاز دارند.

پاییز و هوای بارانی و دلچسب ابری‌اش که یاد آور خاطرات احساسی تلخ و شیرین می‌باشد و به اصطلاح به هوای دو نفره معروف است. زمستان و سرما و برفش، شادی و خنده به لب همه می‌آورد.

برف و آفتاب دو قطب متضاد اما ضروری و هستی بخش هستند. گویی همیشه با هم سر لج دارند. وجود هر دوی آن‌ها کنار هم میسر نیست. انگار با هم سر جنگ دارند و می‌خواهند قدرت خود را و حرکت در زمین از بین خواهد رفت. آفتاب گفت اگر فقط من باشم همه جا را گرما و داغی فرا می‌گیرد. موجودات از گرما هلاک خواهند شد. گیاهان خشک و آب‌ها تبخیر می‌شوند. بعد هر دو لبخند شیرینی زدند و فهمیدند رغیب نیستند. چقدر وجود هر دوی آن‌ها ضروری است. هر دو حیات بخش هستند و شادی به لب انسان‌ها می‌آورند و هم اشکی را از چشم‌های آن‌ها جاری می‌کنند.

انسان‌ها از بارش برف هم شاد می‌شوند. اما کودکی که کفشی پاره و سوراخ به پا دارد یا مادر و پدری که با کفش‌های نامناسب روی برف راه می‌روند و سر می‌خورند. لباس گرم مناسب ندارند. دست‌هایشان یخ می‌زند. گرمایی که جان نحیف کودک گرسنه‌ای را به لب می‌رساند. پدر و مادری که غرق در فکر کودک جان به لب آمده خود هستند. همه آن‌ها فقط یک آرزو دارند، گذر از سرما و گرمای شدید. پس آفتاب و برف می توانند هم جان ببخشند و هم جان بگیرند.

موضوعات پیشنهادی انشاهای دانش آموزی

انشا اختصاصی _ نویسنده: مهتا قیدی 

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری