اشعار پابلو نرودا (اشعار عاشقانه و احساسی از سیاستمدار و شاعر بزرگ اهل شیلی)

برای گوش‌های تو گوش سپردن می‌خواهم به صدای باد،

می‌خواهم که تو زندگی کنی،

برای گوش‌های تو گوش سپردن می‌خواهم به صدای باد،

مدت هاست…

که نمی افتد…

کوه و رودخانه

در سرزمین من رودخانه ئی ست

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی

اگر كتابی نخوانی

مجال ستایش موهایت را ندارم.

دیگر عاشقان تو را

با من بیا.

نمی‌دانم،‌ اما مردم من اند

دست هايم را مي بيني ؟ آن ها زمين را پيموده اند

جنگ و صلح را بنا کرده اند

بگو آیا گل سرخ، عریان است؟ 

راست است که امیدها را باید با شبنم آبیاری کرد؟

تو را دوست دارم!

که باید

دوستت دارم

 که باید دوست داشت،

از چوپانی پرسیدند

گفت از روزگار چیزی نمیدانم

مثل پابلو نرودا دلبرتون رو

هیچ نمیدانم عشق‌های دیگر چه سان‌اند

مهم نیست اکنون زندگی ام‌ چگونه میگذرد

که تصادفی از ذهنم عبور می‌کنند

به خاطر تو

من

امشب غمگینانه ترین سطرها را می نویسم؛

او نیز گاهی؛

تو را از ته دل به یاد می‌ آوردم،

غمی که آشنای توست.

Love is so short

عشق بسیار کوتاه است

رنگ چشمان تو

اگر حتی به رنگ ماه نبودند

از میان تمام چیزهایی که دیده ام

می خواهم به دیدن اش ادامه دهم

دوستت دارم؛

که باید دوست داشت، دوست دارم

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *