تراستیها که در دوران تحریم برای حفظ تجارت خارجی ایران شکل گرفتند، اکنون به پروندهای پیچیده و پرچالش در اقتصاد کشور تبدیل شدهاند.
به گزارش فرتاک اقتصادی؛ سالهاست که واژه «تراستیها» در اقتصاد ایران کمتر شنیده میشد. این اصطلاح عمدتاً در جلسات محدود مرتبط با نفت، ارز و بانکداری مطرح میگردید و به دلیل ماهیت فعالیت این شبکهها، اطلاعات مربوط به آنها به ندرت در دسترس عموم قرار میگرفت. اما در سالهای اخیر، با افزایش فشارهای ارزی و طرح ادعاهایی درباره عدم بازگشت منابع حاصل از صادرات نفت، تراستیها به یکی از مهمترین پروندههای اقتصادی کشور تبدیل شدهاند. پرسش اصلی اکنون این است که چگونه شبکهای که قرار بود در شرایط تحریم به اقتصاد ایران کمک کند، به یکی از نقاط آسیبپذیر مدیریت منابع ارزی تبدیل شده است.
ماجرای تراستیها بدون درک شرایط تحریم قابل فهم نیست. این داستان به سال ۱۳۹۷ برمیگردد؛ زمانی که دولت آمریکا به ریاست دونالد ترامپ از توافق هستهای برجام خارج شد و تحریمهای نفتی و مالی علیه ایران را دوباره برقرار کرد. یکی از پیامدهای مهم این تصمیم، محدود شدن دسترسی ایران به شبکه بانکی بینالمللی بود. بانکهای خارجی که پیش از این نیز به دلیل فشارهای آمریکا با احتیاط با ایران همکاری میکردند، پس از بازگشت تحریمها عملاً از بسیاری از تعاملات مالی با ایران فاصله گرفتند. در چنین شرایطی، اقتصاد ایران با چالشی اساسی مواجه شد: چگونه باید منابع حاصل از صادرات نفت، محصولات پتروشیمی و سایر کالاهای صادراتی را دریافت و به داخل کشور منتقل کرد؟ وقتی مسیر رسمی بانکها محدود یا مسدود باشد، تجارت خارجی ناچار به سمت مسیرهای جایگزین حرکت میکند. تراستیها محصول همین شرایط بودند؛ شبکههایی که قرار بود بخشی از خلأ ایجادشده در نظام مالی بینالمللی را پر کنند.
