
داستان عوض شدن دو بچه در بیمارستان و جا به جا شدن نوزادان از همان جنس داستانهای کلیشهای است که به ویژه در دهههای گذشته و زمانی که فناوریها مثل امروز تا اسن اندازه برجسته نبود، بارها و بارها در قصهها و داستانها تکرار شده است و در ادبیات عامیانه جایگاه ویژهای داشت. این مفهوم به دلیل بار روانی بالایی که دارد به قول معروف جنسی از «فیلم هندی» بودن را در خود داشت که صحبت از آن همواره به شکلی از اغراق در بروز احساسات و عجیب بودن روابط خانوادگی میپرداخت.
حالا و پس از سالها دوباره قصهای با مفهوم جابهجایی نوزادان ساخته شده است. سریالی به نام «در و تخته»؛ قصهای که خودش هم به این «هندی بودن» اذعان دارد و در ابتدای قصه از قول بازیگران آن را بیان میکند.
قصه «در و تخته» اما در همین مفهوم جا نمیماند و از این آغاز کلیشهای هدفی برجستهتر دارد. خانوادهای که صاحب چند پسرند و دختردار شدن آرزویشان بوده و خانوادهای که چند دختر دارند و این که پسری داشته باشند برایشان رویاست، یک شبه به آرزویشان میرسند و در این میان پای مباحث مذهبی و اخلاقی که بسیار جدی است، به میان میآید و اینجاست که همه چیز پیچیده میشود. قصه اما همچنان ساده و شیرین جلو میرود و با زبانی نمکین به روایت میپردازد.
