معنی شعر به نام خدایی که جان آفرید (سعدی)

معنی و مفهوم شعر به نام خدایی که جان آفرید فارسی پایه هشتم از سعدی

معنی شعر به نام خدایی که جان آفرید از سعدی
در این پست، معنی و مفهوم شعر زیبای به نام خدایی که جان آفرید از سعدی (کتاب فارسی هشتم) را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر به نام خدایی که جان آفرید

1- به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین

معنی: به نام خداوندی که انسان ها را آفرید و به آنان زندگی بخشید. خداوند دانایی که به انسان قدرت سخن گفتن داده است.

حکیم: دانا به هرچیز

2- خداوند بخشنده دستگیر
کریم خطا بخش پوزش پذیر

معنی: خداوندی که بسیار بخشنده است و به بندگانش کمک می کند. خداوند مهربانی که خطاهای بندگانش را می پوشاند ( و آبروداری می کند…) و عذرخواهی و توبه آنها را میtyle=”text-align: center”>9- تامل در آیینه دل کنی
صفایی به تدریج حاصل کنی

معنی: اگر اندکی درباره خودت و آنچه در دلت می گذرد فکر کنی کم کم پرده های غفلت کنار می روند و وجود تو کمی صفا می یابد.

تامل: درنگ، فکرکردن

 

10- محال است که سعدی راه صفا
توان رفت جز بر پی مصطفی

معنی: ای سعدی! غیرممکن است که تو بخواهی وجودت را باصفا و پاک و زلال کنی و در عین حال، راه و روشت غیر از راه و روش پیامبر باشد. ( اگر میخواهی وجودت را باصفا و پاک از گناهان کنی، طبق سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عمل کن.)

بیشتر بخوانید: گام به گام فارسی پایه هشتم

اختصاصی-دانشچی

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری