۱۲ مرداد ۱۴۰۵ – ۲۲:۲۰
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر ایران، انقلاب مشروطیت محسوب میشود که تاکنون در باب آن، آثار و مکتوبات زیادی تألیف شده اما در این میان، نقش مخالفان و موافقان آن همواره مورد بحث بوده است. یکی از این شخصیتها که از روحانیون برجسته شیعه نیز بود، شیخ فضلالله نوری است که نخست نقش تأثیرگذاری در پیروزی انقلاب مشروطه ایران داشت اما پس از مدتی به یکی از مخالفان آن تبدیل شد. به همین دلیل شیخ فضلالله نوری مخالفان و موافقان جدی دارد؛ عدهای او را فردی میدانند که به شریعت توجه داشت و بهخاطر دین به مخالفت با مشروطهخواهان پرداخت و برخی نیز قدرتطلبی را انگیزه اقدامات شیخ میدانند تا آنجا که همواره بحثهای گوناگونی در ارتباط او وجود دارد.
بنابر روایت ایکنا، آیتاللّه شیخ فضلاللّه نوری روز دوم ذیالحجه سال ۱۲۵۹ ه.ق در روستای «له شک» در منطقه کجور مازندران چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیون صالح و مورد اعتماد به حساب میآمد. زندگی خویش را وقف خدمت به مردم و رفع مشکلات دینی و اجتماعی آنان کرده بود. دوران کودکی را در محیط باصفا و هوای پاک و دلپذیر جنگلهای سرسبز شمال سپری کرد و تحصیلات ابتدایی را در «بلده» مرکز منطقه نور گذراند. شیخ پس از پایان تحصیلات ابتدایی، به تهران هجرت کرد و دوره سطح حوزه را در محضر استادان آن سامان گذراند. سپس برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفت و از محضر استادان بزرگی چون میرزا حبیباللّه رشتی، شیخ راضی و میرزای شیرازی بهرهها برد. به میرزای شیرازی چنان علاقه پیدا کرد که با او به سامرا رفت.
شیخ نسبت به علوم زمان و رویدادهای عصر آگاهی داشت و هرگاه احساس میکرد چیزی را که باید بداند، به یادگیری آن همت میگماشت. علاوه بر تدریس و ارشاد و رسیدگی به امور مردم و قضاوت، در کار تألیف و رسائل فقهی و اصولی و فلسفی و سیاسی و نیز در تصحیح و تحشیه کتابهای معروف و معتبر علمای گذشته اهتمامی فراوان داشت. شیخ فضلاللّه در زمانی به ایران آمد که استعمار انگلیس با عقد قراردادهایی از قبیل سیم تلگراف، راه شوسه، راهآهنسازی، بانک شاهی و امتیاز دارسی با وارد کردن کالاهای غربی میکوشید تا با نفوذ فرهنگ غربی بیشترین بهره را از منابع و منافع کشور عاید خود کند. شیخ پس از بررسی اوضاع و احوال کشور در صدد مقابله با نفوذ فرهنگی بیگانه برآمد. اقدامات شیخ مصادف با فعالیتهای ملکمخان ناظمالدوله بود که پایهگذار فراماسونری در ایران بود. شیخ با هوشیاری دریافت که نفوذ فرهنگی استعمار ارکان دین و استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را تهدید میکند. بنابراین در فعالیتهای خود مردم را به دوری از مظاهر کفر و پیروی بیگانگان فرا میخواند.
