
گفتوگوی ایبنا با نویسنده کتاب؛
«برنگشت، تمام شد»؛ روایت پیوندهای انسانی در دلِ جنگ
خراسان رضوی – ردِ جنگ تا سالها در زندگی بازماندگان و نسلهای بعدی باقی میماند. رمان «برنگشت، تمام شد» تازهترین اثر فرشته زارع که به تازگی منتشر شده با روایتی انسانمحور از فقدان، عشق و امید، به سراغ همین زخمهای ماندگار رفته است.
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرجانه حسین زاده: جنگها هرگز در مرزها و خاکریزها تمام نمیشوند، آنها به درون خانهها نفوذ در تاروپود روابط رسوخ میکنند و سرنوشت آدمها را تغییر میدهند. رمان «برنگشت، تمام شد» نوشته فرشته زارع که توسط نشر خیزران به بازار نشر عرضه شده، روایتی عمیق، احساسی و انسانمحور از همین پیوندها، رنجها و ایستادگیهاست. داستانی که با محوریت چند زن از نسلهای مختلف، نشان میدهد چگونه عشق و ایمان میتواند از پسِ بزرگترین بحرانها، زندگی را دوباره احیا کند.
به مناسبت انتشار این اثر، با فرشته زارع، نویسنده این کتاب به گفتوگو نشستیم، او در خصوص ایده اولیه روایت رمان «برنگشت، تمام شد» و چگونگی انتخاب نام این اثر، گفت: این کتاب در واقع حاصل یک دغدغه ذهنی طولانی درباره مفهومِ «فقدان» و «تأثیرات ماندگار اتفاقات بزرگ بر روان انسانها» بود. برای من، واژه «برنگشت» صرفاً به معنای یک بازنگشتن فیزیکی یا جغرافیایی نیست؛ بلکه اشاره به غیبتهای عمیق عاطفی، آدمهای رفته و جای خالیِ پرنشدنی آنها دارد. «تمام شد» هم در ظاهر یک نقطه پایان است، اما در بطن داستان نشان میدهد که بعضی رویدادها با تمام شدنِ فیزیکیشان، هرگز در روح آدمها تمام نمیشوند و تا نسلها بعد جریان دارند.
