لالایی برای سینا و خانه‌ای که خاکستر شد

داستان سینا، داستانی نیست که بشود آن را با کلمات خشک و سنگین گزارش‌ها تعریف کرد. داستان سینا، بوی خاک نمناک روستای چاه تنگو را دارد؛ بوی آرامش یک خانه‌ کوچک که ناگهان با صدای وحشتناک آسمان، به تلی از خاطرات سوخته بدل شد.

داستان سینا، داستانی نیست که بشود آن را با کلمات خشک و سنگین گزارش‌ها تعریف کرد. داستان سینا، بوی خاک نمناک روستای چاه تنگو را دارد؛ بوی آرامش یک خانه‌ کوچک که ناگهان با صدای وحشتناک آسمان، به تلی از خاطرات سوخته بدل شد.

یکشنبه, 11 مرداد 1405 ,12:20

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «هرمز»؛ زینب شکوه، فعال رسانه‌ای هرمزگان در یادداشتی نوشت: می‌گویند وقتی فرشته‌ها به زمین می‌آیند، زمین کمی از نور می‌گیرد؛ اما چه می‌شود اگر فرشته‌ها، پیش از آنکه فرصت کنند با خاک زمین بازی کنند، در میان غبار جنگ و آتش، به آسمان بازگردانده شوند؟

داستان سینا، داستانی نیست که بشود آن را با کلمات خشک و سنگین گزارش‌ها تعریف کرد. داستان سینا، بوی خاک نمناک روستای چاه تنگو را دارد؛ بوی آرامش یک خانه‌ کوچک که ناگهان با صدای وحشتناک انفجار، به تلی از خاطرات سوخته بدل شد.

سینا، آن کوچولوی شیرین که شاید در خواب می‌دید قرار است فردا صبح با لبخند پدر و آغوش گرم مادر از خواب برخیزد، حالا در میانه‌ یک غبار تلخ، در آغوش ابدیت آرام گرفته است.

منبع  : سایت خبری هرمز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *