جملات روانشناسانه از کارل گوستاو یونگ / 45 متن سنگین و بسیار روانکاوانه

صفحه ۱۲ کتاب پیترکامنزیند

“ما نمی‌توانیم هیچ چیز را تغییر دهیم مگر اینکه آن را بپذیریم.”

هرچيزى درباره‌ی ديگران كه ما را می‌رنجاند می‌تواند منجر به درک عميق ترى از خودمان شود.

خوابی که تکرار می‌شود پدیده‌یی شایان توجه است. هستند افرادی که از دوران کودکی تا کهنسالی یک مشخص را می‌بینند. خوابی از این دست معمولاً یا کوششی است برای جبران نقاط ضعف خواب‌بیننده، یا بازگشت به ضربه‌یی که فرد در گذشته خورده و یا پیشگویی واقعه‌ی مهمی که ممکن است در آینده رخ دهد.

دریافتم که گذشته از نیرویی که به هنگام صحبت کردن از او ساطع می‌شود (۸۲ سالگی يونگ) دارای مهر و عطوفتی مشخص است که احیاناً با یک حس طنز یا حتی طعنه و کنایه در هم می‌آمیزد. بالاتر از همه از یک جو مشخص غایب یا رمز و راز در حول و حوش او آگاه بودم.

“هر کسی که می‌خواهد روان انسان را بشناسد، تقریبا هیچ چیز از روانشناسی تجربی یاد نخواهد گرفت. بهتر است لباس دانشگاهی خود را کنار بگذارد، با اتاق مطالعه‌اش خداحافظی کند و با قلبی انسانی در جهان پرسه بزند.

‏”تو همانی هستی که انجام می‌دهی،

فراموشی پدیده ای طبیعی و لازم است زیرا اجازه میدهد ادراک ها و انگاره های تازه ای در خودآگاه ما شکل بگیرند.

یونگ میگوید:

لازمه رشد، توانایی رها کردن است.

هرگونه تعصب، شک و تردیدی سرکوب شده است

کارل گوستاو یونگ در پیشگفتاری بر “کتاب تبتی مردگان” نوشت:

صفحه ۱۲ کتاب پیترکامنزیند

رنج نباید تو را غمگین کند.

زندگي بالواقع از چهل سالگي شروع مي شود .

⁠چشما از شر رنج می‌برید، چون در خفا به آن عشق می‌ورزید و از عشق خود نا آ گاهید. از این روی، آرزو دارید از مخمصه بگریزید و نفرت‌تان، از شر آغاز می‌شود. و یک بار دیگر به واسطه‌ی نفرت‌تان، به شر پیوند می‌یابید، زیرا خواه آن را دوست داشته باشید خواه از آن متنفر باشید، فرقی ندارد؛ شما به شر گره خورده‌اید.

وقتی یک رابطه چالش ندارد و به

احتمالا یکی از طرفین رابطه

یک انسان کامل انسانی‌ست که از هر دو وجه زنانگی و مردانگی روحش بهره می‌برد.

اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم،

فردریش_نیچه از شدت خودآگاهی‌ که در درونش نهفته بود در رنج بود. این اتفاقی است که برای همه نابهنگامان می‌افتد، کسانی که برای زمان خود ساخته نشده‌اند و هم عصران‌شان آن‌ها را درک نمی‌کنند.

حقیقت هرگز در همه‌ی شرایط حقیقت نیست.

پس همیشه مسئله‌یِ تکامل و زمان مطرح است.

به نظر می رسد که  نیمی از جهان توسط یک مهندس و نیمه ی دیگر توسط یک شاعر احمق ساخته شده است.

شهود ادراک از طریق ناخودآگاه است که ایده ها ، تصاویر ، امکانات جدید و راه های خروج از شرایط مسدود شده را به وجود می آورد.  –

ناخودآگاه ما به زبانی سخن می‌گوید که عمدتا بین‌المللی است. من رؤیاهای سیاهان سومالی را تحلیل کرده‌ام، انگار اهل زوریخ بوده‌اند؛ به استثنای تفاوت‌هایی در زبان و تصاوير خیالی. بدویان خواب تمساح، افعی، گاو وحشی و کرگدن را می‌بینند، ما خواب می‌بینیم که زیر قطار یا اتومبیل رفته‌ایم. پیام واقعی هر دو یکی است. شهرهای مدرن ما به جنگل ابتدایی می‌مانند. بانكداری برای ما مثل افعی برای مردم سومالی است.

وقتی انسان راه فردیت را دنبال می‌کند، وقتی زندگیِ خودش را زندگی می‌کند، باید خطاها را پبذیرد، زیرا زندگی بدون این اشتباهات کامل نمی‌شود و یا حتی برای یک لحظه تضمینی نیست که گرفتار خطا نشویم.

هر نمادی که در خواب بروز کند از ذهنیت فرد خواب‌بیننده‌ی آن جدا نیست و هیچ خوابی را بگونه‌یی مشخص و مستقیم نمی‌توان تعبیر کرد. ناخودآگاه آنقدر به شیوه‌های گوناگون خودآگاه را تکمیل یا تعدیل می‌کند که ممکن نیست نماد‌های دو فرد متفاوت در طبقه‌بندی یکسان بگنجند.

‏شاید

چیزی نمی‌یابی!

ملاقات دو شخصیت با یکدیگر، مانند برخورد دو ماده ای شیمیایی است. اگر هر گونه واکنشی بین آنها صورت گیرد، هر دو دگرگون می شوند.

آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی‌آموزند، وجدان هستی را مجبور می‌کنند تا آن اتفاقات را تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند، تا فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می‌خواهند آموزش دهند، یاد گیرد.

” بهترین کار سیاسی , اجتماعی , و معنوی که می‌توانیم انجام دهیم کنار زدن فرافکنی سایه‌های خود بر دیگران است . “

تنهایی از آن نیست که آدم کسانی را در اطراف نداشته باشد، از این است که آدم نتواند چیزهایی را منتقل کند که مهم می پندارد،از این است که آدم صاحب عقایدی باشد که برای دیگران پذیرفتنی نیست… اگر انسانی بیش ازدیگران بداند، تنها می شود

شناختن تاریکی‌های خویش؛

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *