دل غریب من از گردش زمانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع
دوباره چشمه اشک است که میجوشد
خـــــــــدا مادرم را کجا میبرند؟
مصیبتی است علی را که پیش چشمانش
چه گفت فاطمه کان گونه با تأثر و غم
فاطمه علیهاالسلام، صبر لایزال نبوی بود که در هیأت عفتی سر به فلک کشیده
حضور خدا را به کائنات، یادآور میشد سیلی ستم و تازیانه کینه را به جان خرید
تو فردترین وحیــدۀ تاریخی
از تربـت پنهان تـو معلــوم شده
بابا چه بی وفا شده دنیای بعد تو
چشم انتظار رفتن تو بود امتت
تو ستون استحکام عرشی بانو این گونه بر زمین نیفت
برخیز و چنین رنجور به دیوار تکیه نده که تمام عالم به تو اتکا دارد
آه زهرا تا ابد جاری بود
چون علی شد بی کس و بی هم نفس
اینجا بقیع است و در مظلومیت حضرت زهرا (س) همین بس
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
هر قلبی که دوستدار زهرا (س) و آشفته و بیقرار برای بانو است
نه مگر عالم امکان همه هستی و حیاتش را وامدار زهراست؟
امشب حسن (ع) اول شب یتیمی را با گریه میگذراند
امشب مهدی (عج) شب زندهدار است…
یار پهلو شکسته علی به سوی پدر کوچ میکند
اجرک الله فی مصیبتها…
بر گلستان ولایت تاختن، غنچه را با لاله پرپر ساختن
کاش از قلبم به قبرش راه داشت، کاش زهرا هم زیارتگاه داشت
سوزندهتر از داغ تو، داغی نبود
روشنگر دلهایی و، اما افسوس
ای کوثر خدا، ای دختر رسول، ای اُنس مهربان
یک بار دیگر آسمان گرفت و خنجر تبار قابیل خورشیدی دیگر را
آفرینش از روز ازل مدیون نور حضرت زهرا بود و چه بیرحم مردمان
مصیبت عظمای شهادت حضرت فاطمه را تسلیت گفته
ای چشمه طهارت؛ ای اسوه خدایی؛ ای جلوه الهی؛ ای عشق کبریاییای آفتاب سفر کرده، من فریاد سبز تو را که از پشت دیوار قرنها
تاریخهای تاریخ را دیدم من در نالههای تو بر زمینِ از دست رفته ات
بی تو با شمع، علی تا به سحر میسوزد
یک نفر مثل درختان سپیدار بلند
فاطمه (س) یک زن بود، آنچنان که اسلام میخواهد
مظهر یک مادر برابر فرزندانش و مظهر یک «زن مبارز و مسئول»
فاطمیه آمده است، یکی به من بگوید مونس، غمخوار و همدم شیعیان کجاست؟
یا بن الحسن در عزای مادرت برگرد مردم سراغ صاحب عزا را میگیرند
با رفتنتای زهرا، از خانه صفا رفته
این خانه پس از زهرا گردیده عزا خانه
