جنگ خبر نیست
کشته شدن انسانهای بیگناهیست که میل به مُردن ندارند
حتی در صفحه شطرنج که جنگی است بین دو گروه سفید و سیاه،
آنچه در مورد جنگ پوچ و هیولا است این است که مردانی که هیچ نزاع شخصی ندارند باید آموزش ببینند تا یکدیگر را با خونسردی به قتل برسانند.
جنگ، در نهایت، همیشه در مورد خیانت است، خیانت به جوانان توسط پیر، به سربازان توسط سیاستمداران، و به ایده آلیست ها توسط بدبین ها.
در تمام تاریخ، هیچ جنگی وجود ندارد که توسط دولت ها راه اندازی نشده باشد، تنها دولت ها، مستقل از منافع مردم، که جنگ همیشه برای آنها زیانبار است، حتی در صورت موفقیت.
عاقبت همهی ما زیر این خاک آرام خواهیم گرفت ، ما که روی آن دمی به هم دیگر مجال آرامش ندادیم.
آه اگر میتوانستم به سرزمینی بگریزم که در آن لباس نظامی به چشم نخورد، که صدای طبل جنگ به گوش نرسد، که سخن از کشتار به میان نیاید، کاش میتوانستم…
من گور کسانی را دیدم که برای حقشان نجنگیدند ، تا مبادا کشته شوند!
جنگ دردهای جهان را بزرگ تر می کند. جنگ هر چند هم بر ضد خرابی ها باشد در آخر جور دیگری زمین را آکنده از درد می کند. اگر جنگ نهایت عدالت هم باشد همیشه زمین را لبریز غم می کند.
بختیار علی…
با جنگ
رسم جنگ آوران
حالا که پرچم ها سیاه هستند!
بیا از عشق بگوییم!
صبح ها
بیدار می شویم
محبوب من،
هر روز از یک جنگ برمی گردیم
جنگ تنها یک فرار بزدلانه از مشکلات صلح است.
جنگ چیز زشتی است اما زشت ترین چیز نیست، وضعیت فرسوده و تنزل یافته احساس اخلاقی و میهن پرستانه که فکر میکند هیچ چیز ارزش جنگ را ندارد بسیار بدتر است.
زندگی یک میدان نبرد است، همیشه یک میدان نبرد بوده است و همیشه یک میدان نبرد خواهد بود و اگر این طور نبود هستی به آخر میرسید…
تنها انقلاب خطرناک انقلاب گرسنگان است، من از شورش هایی که دلیل آن بی نانی باشد، بیش از نبرد با یک ارتش دویست هزار نفری بیم دارم!
جنگ پایان خواهد یافت و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
و آن دختر جوانی که منتظر معشوق خویش است
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم و افتاد
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند
هر چه بکارند همان را درو خواهند کرد، انسان خون میریزد، تخم بیدادی و ستمگری میکارد، پس در نتیجه ثمره جنگ و درد و ویرانی و کشتار میدرود!
هیچ وقت فکر نکن که جنگ هر قدر هم منصفانه و یا ضروری باشد، چیزی جز جنایت باشد.
تمام تاریخ عبارت است از جنگ دو سرباز که یک دیگر را نمیشناسند، برای دو نفر که هم دیگر را میشناسند و نمیجنگند.
ﻫﺮ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺟﯿﺐﻫﺎﯾﺶ
ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺟﻨﮓ ﻣﯽﺑﺮﺩ
تعریفی از جنگ نداشتم
توً هم نمی دانستی
هیچ کس مرد جنگ از مادر متولد نمی شود
جنگ که شروع شود صلح طلب ها ،آرام تر ها زودتر می روند
ما همه قاتل هستیم ، ما همیشه میکشیم
با بی احترامی و تحقیر ، با بی تفاوتی و سکوت
وقتی که صدای حادثه خوابید ، بر روی سنگ گور من بنویسید یک جنگجو که نجنگید ، اما شکست خورد…
