
بورس تهران در هفتههای اخیر، در ظاهر رونق گرفته؛ حجم معاملات افزایشیافته، درصد بالایی از نمادها با رنگ سبز بسته میشوند و صفهای خرید بهصورت گردشی در حال جابهجایی بین صنایع مختلف هستند، اما وقتی دقیقتر نگاه میکنیم، این رونق، نه نشانهای از رشد پایدار است و نه حاصل بهبود متغیرهای بنیادی؛ در واقع با یک رونق نوسانی مواجهیم؛ وضعیتی که در آن سرمایهگذاران کوتاهمدت با نقدینگی فعال، دائم در جستوجوی «فرصتهای لحظهای» هستند، بدون آنکه برنامهای برای نگهداری بلندمدت سهام داشتهباشند.
رفتارشناسی سرمایهگذاران در این دوره نشان میدهد؛ یک الگوی چرخشی بین گروهها شکل گرفتهاست. نقدینگی سرگردان، روزانه از یک صنعت به صنعت دیگر منتقل میشود، آنهم فقط بهدلیل یک شایعه، یک اظهارنظر یا یک سیگنال غیررسمی. امروز بانکیها را میفروشند تا خودرویی بخرند؛ فردا خودروییها را خالی میکنند تا پالایشیها را به بهانه سهمیهبندی سوخت شکار کنند. این موجهای متوالی، برآمده از تحلیل صورتهای مالی یا بررسی متغیرهای کلان نیستند، بلکه بهنوعی شکار نوسان تعبیر میشوند.
