
مذاکرات ایران و آمریکا از چند جهت مهم است. این مذاکرات آزمونی نهایی برای وزنکشی گروههای تندرو و بیمنطقی است که یک حکومت و ملت را اسیر رویاهای بیسروته و متوهمانه خود کردهاند و با تکیه به سروصدای فراوان و رسانههای رانتی و رسمی میخواهند این گزاره نادرست را جا بیندازند که ما هسته سخت نظام هستیم و حکومت برای دفاع از خودش باید «با ما» و نه «بر ما» باشد.
اصولاً کسانی که به خود حق میدهند با ۳درصد آرای واجدین حق رای روی صندلی نمایندگی مردم بنشینند، برای بیاعتباری آنها کافی است. دومین علامت در انتخابات۱۴۰۳ آشکار شد که بهرغم بهکارگیری تمام توان و تجهیزات رسانهای و پول و امکانات دولتی و وجود چند نامزد جلوی یک نامزد بدون پشتوانه حزبی، شکست خوردند. البته همزمان دو شکست را متحمل شدند، یکی از تحریمیها و دیگری از مشارکتکنندگان.
متاسفانه نان آنان در تحریم ملت است. این نانی است که از سفره فقرا و یتیمان برمیدارند. خوب دقت کنیم. آقای مخبر، معاون اول رئیسجمهور قبلی و دستیار مقام رهبری، چه میگوید: «در شهریور۱۴۰۱، ما دو بار تا مرحله امضای توافق [با آمریکا] پیش رفتیم، پیش از شهادت شهید رئیسی هم به این نقطه رسیدیم، اما اسرائیلیها نگذاشتند توافق شود.»
