ای گــل زیــبــــا رخ ایــرانــیــان
مــاه شــب قـــدر خــراســانــیــــان
نـــــاوک مــژگـان تــو خیـــبـــر گــشـــا
مـــیــکـــده ی چــشـــم تــو مـســـتـی فـــزا
ای خــم ابــروی تــو خــمـــخـانــه ام
در شــب مــیـــلـاد تــو دیـــوانـــه ام
امام رضا قربونت برم که این همه آدم میاد پا بوست
هیچ کسو دست خالی نمیفرستی خونشون… میلادت مبارک
سلطانی و ما رعیت ملک تو رضاییم
کی تحفه ی شاهانه به پابوس تو گیریم
حسرت دیدن گنبد طلای حرمت
داره
مثل بغضی کهنه به دلم چنگ میزنه
اونقدر از تو دور شدم
که این روزا حس میکنم
غم غربت یه دنیا
روی شونه ی منه
اونقدر از تو دور شدم
که این روزا حس میکنم
همه ی جهان فقط قد یه زندونه برام
نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
هر کی که حاجت روا شد گدا اومد پادشا شد
ایشالله حاجت روا شم خادم آقا شم
خوردم آب و دونهات که شدم دیونهات
یا امام رضا
جذر آمده و حال مرا مد کرده
بد جور دلم هوای مشهد کرده
میدانم شفاعت بی منتت زبان زده
جزر آمده و حال مرا مد کرده
روز ولادت تو غزل آفریده شد
مفعول و فاعلات و فعل آفریده شد
از شهد غنچه لب پر خنده شما
در چشمه بهشت عسل آفریده شد
هزاران زائر درد آشنا من هم یکی
زین همه مسکین سر تا پا گدا،من هم یکی
هرطرف بسته دلی قفل ضریح مهرتو
مهر شد با خون دل ،این قفل ها ،من هم یکی
اگر اژدها کرد موسی عصا را
کند زنده در پرده تصویر شیران
به باب الرضا به رنگ الفبا قدم میزنم
دست به دامن سلطان جود و کرم میزنم
تو تنها امیری به قلبم
نگاهی شب شکن کن
مهر تو ز لوح دل سپردن نتوان
از هجر تو مرگ بهر من آسان تر
ای کاش منم خلسهی یا هو بودم
ای کاش شبی دست نوازش سر من
امام رضا(ع)…
میرسم از صحن جمهوری چشمان دلت
تا ضریح سبز گیسوی پریشان دلت
میرسم از غربت چشمان باران خورده ام
کوه بکوه منزل به منزل تا خراسان دلت
بی پناهم خسته ام مولای من
کم از اهو نیستم آقا به قربان دلت
کاش نام ما هم ثبت می کردید عاقبت
در میان دفتر سرخ شهیدان دلت
باز می لرزد درون سینه آهوی دلم
ضامن آهو دو دست ما به دامان دلت
فرمود که هر زمان گرفتار شدید
بردامن ما دست توسل بزنید
کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را
عاشقای امام رضا وقتی میرن پابوس آقا
برای کسب حاجت، آقا رو قسم میدن به جان جواد (ع)
علی بن موسی الرضا میلادتان فرخنده
احساس خواهد کرد کوه نور می بیند
احساس انسانی که روی تکّه ی چوبی –
میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت
منی که باز برآنم که دعبلانه برایت
سکوت کرده دوباره جهان برای من و تو
و می روم به امید دوباره های من و تو
به نام خدا
شبیه دل بُـوَد و غیر تکه ای گل نیست
تشنه کام جام سقاخانه – غلامرضا سازگار
کیستم من ؟ قبله دل کعبه اهل یقینم
دارد دل ما راه نجاتی دیگر
بر بانوی با کرامت قم صلوات
به توکل نام اعظمت
ای حرمت، ملجأ درماندگان
دور مران از درو راهم بده
کبوترم هوایی شدم ببین عجب گدایی شدم
دعای مادرم بوده که منم امام رضایی شدم
تو را با نام آهو می شناسند / رضای حضرت هو می شناسند
تمام رعیت ملک عظیمت / به نام شاه خوشرو می شناسند
ولادت امام رضا-ع مبارک
زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟ / بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟
گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام / ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟
ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند / گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟
من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام / هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟
ذکر است تکلم کبوترهایت
ای کاش جوی نوک زده می بودم من
به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد
خدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذیقعده
به شیشههای اتاقم دوباره ها کردم
به روی شیشه کشیدم عکس یک گنبد
یا رضا سر بدهم یا بنهم چهره به خاک / آنچه حکم از تو بر آید دل من نیز رضاست
ای که سوزد به محیط حرمت شمع دو چشم / وی که پروانه اشکم به حریم تو رهاست
نکشم منّت خورشید که از پرتو عشق / مثل ایوان حریمت دلم آیینه سراست
عالم آل محمد (ص) به جهان جلوه نمود
عَلَم عِلم به پا شد شب میلاد رضا
بعد موسی که بُوَد رهبر معصوم بشر؟
حل شد این مساله تا شد شب میلاد رضا
همه جا غرق صفا شد شب میلاد رضا
پر طراوت همه جا شد شب میلاد رضا
همه جا آینه بندان همه جا آینه وار
محشر آینه ها شد شب میلاد زرضا
این روزا پاتق هر چی دلشکسته است حرمه,هر کی از غربته این زمونه خسته است حرمه,هر کی از دنیا بریده این روزا سمته توهه,هرکی هرچی که دره به روش بسته است حرمه
یا امام رضا(ع)
چون گل به بیابان خراســـان آمد
ای کاش منم خاک خراســـان بودم
بر روی رضا شمس امامت صلوات / بر شافع ما روز قیامت صلوات
ولادت امام رضا(ع) مبارک باد
موج کرم به اوج تلاطم رسیده است
داوود عاشقی به ترنم رسیده است
دلبری دارم که از صاحب دلان دل می برد
گر نقاب از چهره گیرد آن نگار نازنین
میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس
ذیقعــده شد و بهار ایـــران آمد
در روز یکم کریمه آل رسول
آقامون آهو رو ضامن شده باز
آقامون اومده به شهر غریب
یاد او در عمق دلها می شکوفد همچو نور / نام او در کام جانها می تراود همچو قند
میلاد امام رضا مبارک باد
می شود دل به امید تو تمنا نکند
بعد چندی که میسر نشده دیدارت
خوشم به عشق ولای تو ای امام رئوف
تو پاره تن احمد به ملک ایرانی
این زمزمه در عرش برین است امشب
مژده به محمد و علی و زهرا
زخاک توس می جهد, ستارگان به آسمان / شمس همیشه در طلوع, مهر کران خاوران
بر در دوست به امید پناه آمده ایم
چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان
در باغ ولایت گل خوشبوست رضا
نومید مشو زدرگه احسانش
من بنده عشقم زجهان آزادم
با قلب دخیل بسته خود شادم
با چشم دل ایکاش ببینم روزی
جاروکش صحن پاک گوهرشادم
میلاد سلطان کرامت مبارک
امشب که خدا گناه عالم بخشد ما را به طفیل طفل تُکتَم بخشد
باز صدا کنم ترا, ای سر و سامانی من / در گذر از حادثه ها, یار پریشانی من
امام رضا علیه السلام:
ما دولت تسلیم و رضا می طلبیم
اندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجات
یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم
دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
دل در حرمش دارد عجب حال غریبی
نوشی چو زلعل لب او قطره ای از عشق
لحظههای شادی دلهای ما آغاز شد
امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا
شمع جمع شاپرکهایی رضا / ای کلید ساده مشکل گشا
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا / تا بگیرم اوج، خوشحال و رها . . .
گر کمی از پیاله ات جرعه به نام ماکنی
تا که بپرسی از دلم نام غریب آشنا
خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم
از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم
مژده ای اهل رضا، روی رضا پیدا شد
ضعفا روی به گلزار ولایت آرید
مگذار مرا دراین هیاهو، آقا
تنها و غریب و سربه زانو آقا
ای کاش ضمانت دلم را بکنی
تکرار قشنگ بچه آهو آقا
