متن جدید تسلیت تاسوعا و عاشورا + اشعار ویژه کوتاه روز عاشورا و شهادت امام حسین (ع) در کربلا

هر چه داریم همه از کرَم عباس است

در این بخش اشعار زیبای تسلیت روز تاسوعا و عاشورای حسینی را آماده کرده ایم. در ادامه اشعار بلند و کوتاه زیبا در مورد شهادت حضرت عباس، امام حسین و یاران امام حسین (ع) را در کربلا را آماده کرده ایم.

نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو

هر چه داریم همه از کرَم عباس است

نهمین روز محرّم الحرام، تاسوعای حسینی

ای آن که غمت مسئله آموز من است

روزی که حسین! بر تو من گریه کنم

و عین

مثل

یا حسین:

عشق تو اما م کربلا ز یبا بود

بسیار گریست تا کی بی تاب شد آب

از شدت تشنه کامی ات ای سقّا

تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین

عمری است نیازمند این درگاهم

در نهمین منزل از ماه عاشقی
سیل اشک را به میهمانی خون دلِ دهمین منزل فرا می خوانیم
السلام علی الباکین علی الحسین

از علقمه آمدی بگو یاس کجاست

دستت به کمر گرفته ای لب بگشا

تاسوعا، میدان امتحان و سنجش است؛ روزی که باور‌ها به بوته آزمایش گذاشته شد
و شیعیان واقعی وفاداری خویش را به اثبات رساندند
تاسوعا، روز دریغ آب است از فرزندان آفتاب
و سپاه یزید این چنین فرومایگی و باطل بودنشان را ثابت کردند
ألسَلاَمُ عَلَیکَ یَا أبوُالفَضل اَلعَبّاس

صدای نوحه باد می آید و خاک کربلا

تاسوعای حسینی تسلیت باد

در سوگ حسین سالها می گرییم

او گریه کند به حال ما حق دارد

تاسوعا

و خط سرخ عاشورا با واژه های تاسوعا به حقیقت پیوست . . .

آنان که به گوش دل شنیدند تو را

آن کوردلان که بر دلت تیر زدند

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند

هر کسی خواهد رود در مکتب عشق

تاسوعا می بالد به خود به خاطر نازنینی که او را در این روز یاد می کنند.

باز دور و بر ما معرکه برپا شده است
سر قامت رعنای تو دعوا شده است
تو مگر وعده ندادی به حرم آب بری
پس چرا جایگهت سینه صحرا شده است
تاسوعای حسینی تسلیت

خواب برخیز که امروز کسی در خواب نیست

عـطر خون پر شده بر دامــن هر شـاخه ی گل

عباس لوای هفت افراشته است وین راز به خون خویش بنگاشته است

تاسوعای حسینی، روز پای مردی و وفاداری پیروان امام حسین علیه السلام

جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل قربان زخم چشم بینایت، ابولفضل

تاسوعا روز قمر بنی هاشم تسلیت باد

نام علمدار سپه آید به گوشم انگار من عمری به او حلقه به گوشم

ایام سوگواری تسلیت باد

وقتی حسین علیه السلام به کربلا می رسد،

زمین بغض خود را فرو می خورد و فرات بی صدا اشک می ریزد.

یا ابوالفضل :

ای کاش که آب کربلا می آموخت آن روز زچشمت آبرو داری را …

به یکتایی قسم یکتا است عباس امیر کشور دلها است عباس

یادم زوفای اشجع الناس اید وز چشم ترم سوده ی الماس اید

ای قدوقامت تو معنی قدقامت من ایکه الهام عبادت زوجودت گیرم

دست من خوردبه ابی که نصیب تو نشد چشم من دیددراین اب روان تصویرم

با خدا عباس وقتی دست داد . . . هر دو دست خویش را از دست داد

درس عاشورا درس زندگیست

اگر چه اندک است طول وقوعش

آهای عطر گل یاس آهای خدای احساس

دلم مست و لبم مست و سرم مست بخون ای دل که صبرم رفته از دست

چون خون گلوی اصغرت را دیدی

یعنی به خدای خالق خوبی ها

دریا تمام سوز لبش را به آب داد صحرا به تشنگان قدح آفتاب داد

همچو باران که شبی شعله به دریا زده است لشکر دشمن از اندام …. جا زده است

دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است

عباس یعنی ذکر طوفانی مهدی عباس آوای غزل خوانی مهدی

کربلا لبریز عطر یاس شد . نوبت جانبازی عباس شد

دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله

تقدیر در شمشیر پیمان های عاشورا ست

تفسیر چرخش های سر، بر سجده گاه عشق

یا حسین امشب شب دیدار اوست

یا حسین خونت گواهی بر جلالش میدهد

ایمان ووفا سایه ی بالای تو بود ایثار علی (ع)نقش به سیمای تو بود

 

جان زینب به لب رسید     ای رسیده به علقمه
کی می آیی عباس (2)
ای قرار  دل علی           دل به تو بسته فاطمه
کی می آیی عباس (2)
برگردان : قلب بی کینه   عشق در سینه     آب و آیینه
کی می آیی عباس (2)

جان زینب ، جان اصغر ، جان من
بر لب خشکیده ات آبی بزن
قلب تو تنگ است و جنگت تن به تن
کی می آیی عباس (2)

گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر است
نگران حرمم،آبرویم در خطر است

داغ اکبر رمق از زانوی من برد ولی
بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است

الا یا ایها الساقی برون بر حسرت دل ها
که جامت حل نماید یکسره اسرار مشکل ها

اگر دل بسته ای بر عشق جانان جای خالی کن
که این میخانه هرگز نیست جز مأوای بی دل ها

ای علمدار
یا ابالفضل
دست کش قلب معشوق مرا
تا به تاراج نبرند جسمش را
دست کش قلب مملو، از رنجش را
قلب پر مهرش را
قلب او پر درد است
فکر او هم حیران
قلب او قلب من است
فکر اونیز،
به یک فکر پریشان ،دچاراست دچار

ای علمدار
یا ابالفضل
تو نخواستی،شوی شرمنده ی آب به طفلان رباب
من؛نمی خواهم که شوم شرمنده ی دل
که دچار است به عشق!
ای تو دوستدار حسین
دست های تو شفا می بخشد
قلب هر عاشق را
تو نخواه
تو نزار
که شوم شرمنده ی
این دل عاشق و آشفته و زار

از عشق تو می نوشم
ناب ترین لحظه ها را
وسرشار می شوم از عطر تو
آن هنگام که عصاره ای از تو برمی گیرم
ومی نوشم این جام پر از مهر تو را
آه!
مسحور تو میشوم
وقتی تمام تو پر میشود از جام هستی
و
چه گواراست نوشیدن این عشق

حقیقت را کجا دیــــدی؟
حقیقت را میان آه جانسوز ابالفضل علی (ع)
سقای لب تشنه
بریده دستهایش
با پیشانی زخمی
تیر در یک چشم
اشک در چشم دگر
ازضجه ی بی آبی طفلان
به هنگام سقوط از اسب
میان نخلهای نینوا دیدم.

حقیقت را
میان لاله ی حلقوم شش ماهه
علی اصغر (ع)
لب تشنــــه
میان دستهای مهربان باغبانش
خون فشان دیدم.

حقیقت را کجا دیدی؟
حقیقت را به روی شانه های زینب کبری (س)
به روی چادر خاکی تر ازخاک بیابانها
درون تلی از زنجیر
به دشت کربلا دیدم.
حقیقت را کجا دیدی؟…

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *