متن پاییزی واسه استوری و وضعیت واتساپ + اشعار احساسی را در تاپ ناز به صورت گلچین آماده کردهایم. در ادامه با ما همراه شده و از این متون ادبی استفاده کیند.
رنگ های پاییزی خنده دار هستند. آنها بسیار روشن و شدید و زیبا هستند. مثل این است که طبیعت سعی می کند شما را پر از رنگ کند، تا شما را اشباع کند تا بتوانید قبل از اینکه زمستان همه چیز را خاموش و خسته کننده کند، آن را ذخیره کنید.
تابستان رخت سفر بر تن کرده و پاییز با تمام عاشقانههایش در راه آمدن …
روایت پاییز
در دست باد است،
پاییز را ساده منگر
اتحاد جنون آمیز برگ است با نور
چشم به راه توام پاییز
بیا پاییز جادوگر
دوباره خزان است و برگ ها
آرزویی که از همان لحظه جوانه زدن در دل شان شکفته شد
بگذر تابستان،
حال من با تو خوب نمیشود
چه حکایت عجیبی است هوای پاییز
گفتی پاییز را دوست داری
هر دو مهری دارید که بر دل می نشیند
چه سخت هم پاییز باشد
هم باران باشد
تنهایی
هرچه عمیق تر
پاییز را باید
وگرنه برای من
هیچ زیبایی بهاری و تابستانی چنین لطفی ندارد که من در چهره پاییز دیده ام.
وقتی همه چیز شبیه یک نقاشی رنگ روغن جادویی به نظر می رسد، می دانید که در پاییز هستید!
دفتر نقاشی خدا همیشه زیباست
آرام تر برگ بزن
لابلای هجوم سرد پاییز
که آغشته به نور مهتاب بود
اییز
دست های من و تو
عاشق که باشی
باران که ببارد، انار که هیچ
پاییز… آخرین و دوست داشتنی ترین لبخند سال.
و خورشید یک قدم به عقب رفت، برگها به خواب رفتند و پاییز بیدار شد.
مثل درخت باش و بگذار برگهای مرده بریزند.
اگر من یک پرنده بودم، به دنبال پاییزهای متوالی در اطراف زمین پرواز می کردم.
چه کردهای که زمستان، بهار و تابستان همیشه بوی تو را میدهد، ای پاییز؟
نکند پاییز تویی!
چهار فصل دلم
پاییز
که تو فصل عاشقانه هایی
پاییز به اندازه یک پایان ناگهانی و نا به هنگام
پاییز بیا و آتش بزن بر جانم
دلم سرخ ست🍁
کسی که فکر می کند برگ های ریخته شده مرده اند، هرگز رقص آنها را در یک روز باد تماشا نکرده است.
برگ های پاییزی نمی ریزند، آنها پرواز می کنند. آنها وقت می گذارند و در این تنها فرصت خود برای اوج گرفتن سرگردان هستند.
صدای پاهایش در گوش هایم طنین انداز می شود…
“پاییز با چمدانی از خاطره نزدیک است”
پاییز که آمد
می گویمت از عشق و جلوه های رنگینش
به جز تو با کسی
خیابان گردیِ پاییزی ام را…
من دوست دارم
پاییز را
اما من آنقدرها تنها نیستم و پاییز آنقدرها هم سرد نیست.
پاییز سخت ترین فصل است. برگها همه در حال ریزش هستند و انگار عاشق زمین شدهاند.
چشم به راه توام پاییز
بیا پاییز جادوگر!
فصلی در راه است
بر گونه خیابان نیفتاده
دوباره پاییز
دوباره پاییز
تو پاییزی ترین بادی و طوفانی ترین طوفان
که می رقصم به هـر سازت
باز هم پاییز رسید و بازار شعرهای عاشقانه گرم شد
فصل برگریز هزار رنگ
من و یک پاییز و یک مهر در جادهای پر پیچ و خم از برگهای نم پاییزی، کمی مه و کمی بوی آتش
پاییز…
دستهای من و ” تو “
پاییز شکوفه ندارد، جوانه نمیزند،
که هزاران بهار هم نمیتواند شکوفایش کند.
پاییز پنجرهایست که از اتاق من به هوای تو باز میشود …
پاییز …
با صدای باران پر شده
پاییز تر از پاییز
بی باران هم
جانِ دلم…
پاییز برگشته،
آن قدر مهربان هست که به خاطر یکی هم از سفر بازگردد.
پاییز را دوست دارم
انتظارات آمدنت را میکشند …
کسی چه میداند شاید پاییز از نگاه من به کوچه سرایت کرد
فراموشی میآید مانند همین پاییز با ابرهای سهمگیناش …
طبیعی است
پاییز
جای تابستان را می گیرد
فقط
دلخوشی های کوچک یعنی در عین همه نداشتن ها
غم انگیز است پاییز
