شعر تبریک روز پرستار / اشعار بلند کوتاه تبریک روز پرستاری

ادامه می‌دهی راه کسی را

درود‌های خدا بر تو پرستار

ادامه می‌دهی راه کسی را

گر پرستار بر مریض همدم بود

گر پرستار را ببخشایند بهشت

ای لباس سپید فرشتگان بر تن

روز تو روز یاس سپید

کسی که وقت سحر سخت کوش و بیدار است

سلامتی وجودش بخواهم از یزدان

با پرستاران پرستاری کنـیم

گرچه از دنیای آنان، غافـلیم

مثل غزل مثل سپیده مثل آبی

پاکی صبوری مهربانی باصفایی

ای سفیر سلامت و مهربانی‌

ای بلندای سفیدت مظهر آرامش و تسکین‌

تو نه تنها یک پرستار هستی، بلکه یک قهرمان واقعی! روز پرستارت را به خاطر تمام دلسوزی و مراقبت‌های بی‌وقفه‌ات تبریک می‌گویم.

آه‌ ای طبیب دل من درمان بیماری ام کن

در دام عشقت اسیرم خون می‌خورم تا بمیرم

روز پرستارت مبارک! امیدوارم امروز و هر روز، همان اندازه خوبی و محبت که تو به دیگران می‌بخشی، به سوی تو بازگردد.

ناجی مهرّی و در این جامه‌ی یار آمدی

می‌گدازد خرمن عمرم درین پر سوز تب

به نام قادر سبحان و ستار

میان بوسِتانی سبز و پر گل

تاجر عشقیم و کالای وفا داریم ما

بارش مهریم بر درمانده‌ها و دردمند

شب از شبهای پاییزی ست

ملول و سخته دل گریان و طولانی

او پرستار است

با مهربانی

ای پرستار یقینا تو به یک شاخه گل می مانی

تو در میان گلها چون گل بی خاری

پرستار یعنی

جماعت رفته از جمع شفیقان و نشسته جای او تکرار

مــا پرستارِ دلِ خــسته ی بیمـارانیم

سمبلِ صبر و امیدیم در این ره کز صبر

هرچند زبان قاصر از سپاسگزاری‌ست، ولی دل نوشته‌هایم را پیشکش می‌کنم به تو که بال و پر آسایشی برای روح بیماران. تبریک به تو، مرهم دل‌ها.

یک سبد چلچله نا آرام
دشت افسانه تابستانم
آفتاب افق مهر و جنوب
می شوم روشن و چون شمع شمـــال
من پرستار تپش های طلوع سحــــرم
من نگهبان قفس های تو و عاطفه ام
همچو مرغ نسبی
من تو ام
با تو

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *