نامه‌ای از مشرق زمین خطاب به وجدان بیدار انسان امروز در غرب

این نامه را از جایی می‌نویسم که آفتاب، پیش از آن‌که بر برج‌های فلزی اروپا بتابد، قرن‌هاست بر گنبدهای فیروزه‌ای‌اش می‌تابد؛ از سرزمینی که بوی درختان زیتونش همواره در نسیمش جاری‌ست. از ایران می‌نویسم؛ از خاکی که بر هر وجبش، خاطره‌ای از عشق، حکمت و مقاومت است.

این نامه را از جایی می‌نویسم که آفتاب، پیش از آن‌که بر برج‌های فلزی اروپا بتابد، قرن‌هاست بر گنبدهای فیروزه‌ای‌اش می‌تابد؛ از سرزمینی که بوی درختان زیتونش همواره در نسیمش جاری‌ست. از ایران می‌نویسم؛ از خاکی که بر هر وجبش، خاطره‌ای از عشق، حکمت و مقاومت است.

منبع  : پایگاه خبری آذر انجمن

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *