صلح از مسیر قدرت در مدل ترامپ، بهجای بازدارندگی، آمریکا را به قدرتی بیاعتماد، بیثباتکننده و حتی باجگیر تبدیل کرده است؛ سیاستی که اروپا را تضعیف، چین را تقویت و اعراب را بیاعتماد کرد.
جوان آنلاین:یادداشت مهمان، مهدی پناهی: در ادبیات سیاست خارجی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، صلح از مسیر قدرت بر این فرض استوار است که نمایش قدرت نظامی، فشار اقتصادی و تهدید مداوم میتواند دشمنان را بازدارَد و متحدان را به تبعیت وا دارد. ترامپ و رسانههای همراه او چه در داخل آمریکا و چه در منطقه غرب آسیا و چه حتی در ایران نیز پس از ۷ اکتبر و جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، همین الگو را با چند فریم شناختهشده بازتولید کردند: بازدارندگی برای صلح، احترام از مسیر قدرت، مجازات سوءاستفادهکنندگان و حفاظت از منافع ملی آمریکا و رژیم صهیونیستی. اما مجموعه شواهد موجود نشان میدهد این سیاست نه تنها صلح نساخت، بلکه هزینههای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی آمریکا را افزایش داد و موقعیت جهانی این کشور را تضعیف کرد و در تازه ترین اقدام منطقه آمریکای لاتین و ونزوئلا را هم در معرض جنگ قرار داده است.
آمریکا به دوستان خودش هم خیانت میکند
فشار و اجبار، حتی اگر در کوتاهمدت نتیجه بدهد، در بلندمدت باعث تخریب اعتماد میان کشورها میشود. یکی از نشانههای این فرسایش، همان چیزی است که رهبر انقلاب نیز در سخنرانی اخیر خود در تلویزیون برجسته کردند: آمریکاییها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند.
ایشان گفتند: آمریکاییها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند؛ یعنی به کسانی هم که دوستان آنها هستند خیانت میکنند؛ از باند جنایتکار صهیونیِ حاکم بر فلسطین حمایت میکنند؛ به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگافروزی کنند که امروز این جنگافروزی به آمریکای لاتین هم رسیده؛ و به طور قطع یک چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد.
