من و بونوئل مثل راهبه‌ها كار مي كرديم

وقتي كتابي را مي‌نويسي تنها هستي و به خلوت، تمركز و نوعي سكوت احتياج داري. اما وقتي با كارگرداني كار مي‌كنم، دوست دارم پياده‌روي كنم، در بالكن كافه‌اي بنشينم، مشاهده كنم، به مردم نگاه كنم. همه‌چيز از زندگي مي‌آيد شكي در اين باره نيست.
وقتي كتابي را مي‌نويسي تنها هستي و به خلوت، تمركز و نوعي سكوت احتياج داري. اما وقتي با كارگرداني كار مي‌كنم، دوست دارم پياده‌روي كنم، در بالكن كافه‌اي بنشينم، مشاهده كنم، به مردم نگاه كنم. همه‌چيز از زندگي مي‌آيد شكي در اين باره نيست.

گروه سینما و تلویزیون: ژان-كلودكرير، فيلمنامه‌نويس، رمان‌نويس و نمايشنامه‌نويس فرانسوي با نوشتن بيش از 140 فيلمنامه و تعدادي رمان و نمايشنامه، همچنين اقتباس سينمايي آثار مارسل پروست و ميلان كوندرا، همكاري با برخي از بزرگ‌ترين مولفان سينما همچون ژان- لوك گدار و لويي مال، امضاي خود را بر سينما گذاشته است.

من و بونوئل مثل راهبه‌ها كار مي كرديم

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه اعتماد،  او نخستين رمانش «The Lizard» را در سال 1957 نوشت و پس از ملاقات با ژاك تاتي وارد سينما شد و فيلم‌هاي اين كارگردان را در قالب رمان نوشت. همين همكاري مسير او را به لوييس بونوئل، فيلمساز سوررئاليست اسپانيايي رساند. با همكاري 19 ساله‌اش با بونوئل و ساخت شش فيلم با او از جمله «خاطرات يك كلفت» (1964)، «زيباي روز» (1967)، «جذابيت پنهان بورژوازي» (1972)، «ميل مبهم هوس» (1977)، بحث‌برانگيزترين فيلمنامه‌هاي خود را خلق كرد.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *