شعر فردوسی درمورد عظمت و شکوه ایران

در ادامه با دو شعر از فردوسی درمورد بزرگی، عظمت،قدرت و شکوه ایران از کتاب ادبیات فارسی هشتم آشنامی شوید.با دانشچی همراه باشید.

شعر درمورد عظمت و شکوه ایران از فردوسی 🇮🇷

شعر درمورد عظمت و شکوه ایران از فردوسی

در ادامه با دو شعر از فردوسی درمورد بزرگی، عظمت،قدرت و شکوه ایران از کتاب ادبیات فارسی هشتم آشنامی شوید.با دانشچی همراه باشید.

شعر اول – عظمت ایران – فردوسی

ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست ِ منست

هنر نزد ایرانیان است و بـــس

ندادند شـیر ژیان را بکــس

همه یکدلانند یـزدان شناس

بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس

دریغ است ایـران که ویـران شــود

کنام پلنگان و شیران شــود

چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد

در این بوم و بر زنده یک تن مباد

همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم

جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم

همه سربسر تن به کشتن دهیم

بـle=”text-align: center”>کَُنام پلنگان و شیران شود

ز ضحاک شد تخت شاهی تُهی

سر آمد بر او روزگار مِهی

چنین است کردگار گردان سپهر

گهی درد پیش آردت، گاه مهر

به کام تو گردد سپهر بلند

دلت شاد بادا تنت بی گزند

چنین روز روزت فزون باد بخت

بداندیشگان را نگون باد بخت

بیا تا همه دست نیکی بریم

جهانِ جهان را به بد مسپریم

وزین پس بر آن کس کنید آفرین

که از داد آباد دارد زمین

بسازید و از داد باشید شاد

تن آسان و از کین مَگیرید یاد

کسی باشد از بخت پیروز و شاد

که باشد همیشه دلش پر ز داد

تحقیق در مورد زندگی ابوالقاسم فردوسی

منبع  : دانش چی

اشتراک‌گذاری