داستانی تلخ دربارهی رنج، خاطرات و زنستیزی
پیش از آنکه شروع به نوشتن دربارهی فیلم Small Things Like These به کارگردانی تیم میلنتس کنم، میخواهم چند خطی دربارهی نقش منتقد و رویکرد نقادانه نسبت به سینما بنویسم. در طول تماشای این فیلم، پرسیدم که رویکرد مناسب نسبت به یک فیلم چگونه است؟ چطور باید یک فیلم را تماشا و ارزیابی کرد؟ این سوال به یکباره برایم پیش آمد، چون این فیلم بیش از حد مضامین اجتماعی را تاریک نشان میداد و در آن ذرهای احساس مثبت پیدا نمیشد. پرسیدم آیا واقعاً واقعیت این شکلی بوده؟ آیا یک فیلم تاریخی باید صرفاً به واقعیت وفادار باشد؟ اصلاً چنین چیزی وجود دارد؟ یک واقعیت مشخص و بدون برداشت شخصی؟ نهایتاً دانستم که چنین چیزی وجود ندارد و دیدگاههای افراد بنا به پیشزمینه و تجاربی که دارند متفاوت است. پس هر اثر هنری، مثل یک فیلم، یک جلوه و بازتابی از جهانبینیهای گوناگون میباشد. منتقد آن چشمیست که باید بدون پیشداوری با این جلوه اخت بگیرد؛ به عبارت دیگر مهم نیست که این فیلم به واقعیت وفادار است یا خیر، مهم جلوهی کلی آن و ارتباط درونی با اثر است.
با این مقدمه به سراغ فیلم میروم. فیلمی دربارهی جرائم سازماندهی شدهی دینی در شهر کوچکی در ایرلند؛ جرائمی که برای بیش از شش دهه دامنگیر زنان و دختران شده بود. بیش از ۵۶ هزار نفر در ایرلند، به گناه «از دست دادن معصومیت» برای توبه و پشیمانی، توسط کلیسا رختشوییهای مگدالین به کار گرفته میشدند. فیلم Small Things Like These تنها گوشهای از این اتفاقات را به تصویر میکشد. سیر جریاناتی که از چشم بیل فورلانگ روایت میشود. در ادامه با ویجیاتو همراه باشید تا این فیلم را مورد بررسی قرار بدهیم.
