
در استانی که سالانه صدها میلیمتر باران میبارد، جنگلهای چند میلیون ساله هیرکانی هنوز نفس میکشند و شالیزارها بخش بزرگی از چشمانداز را شکل میدهند، صحبت از بیابانزایی در نگاه اول بیشتر شبیه یک طنز جغرافیایی است.
وقتی از «بیابانزایی» حرف میزنیم، ذهن بیشتر مردم به سمت تپههای شنی شرق کشور، دشتهای خشک مرکزی یا طوفانهای گردوغبار جنوب میرود و اگر از انها بپرسید کدام استان ایران کمترین ارتباط را با بیابانزایی دارد، احتمالاً بسیاری یک پاسخ مشترک خواهند داشت: گیلان.
اما همین جا، در سرسبزترین استان ایران، کارشناسان منابع طبیعی از روندی سخن میگویند که اگرچه هنوز به شکل بیابانهای کلاسیک دیده نمیشود، اما میتواند پایههای زیستی سرزمین را آرامآرام تضعیف کند؛ روندی که از فرسایش خاک آغاز میشود، به تالابها میرسد، جنگلها را آسیبپذیر میکند، زمینهای کشاورزی را کوچکتر میکند و در نهایت معیشت مردم را تحت تأثیر قرار میدهد.
اما آمارهای رسمی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان، تصویر پیچیدهتری از وضعیت سرزمین در این استان ارائه میدهد. بر اساس دادههای منتشرشده در پرتال این اداره کل، گیلان دارای حدود یک میلیون و ۷۰۳ هزار هکتار جنگل و بیشهزار، ۸۲۹ هزار هکتار اراضی مرتعی و ۲۹ هزار و ۱۴۸ هکتار عرصههای بیابانی است.
وجود نزدیک به ۳۰ هزار هکتار عرصه بیابانی در استانی که همواره نماد سرسبزی در ایران شناخته شده، شاید برای بسیاری از مخاطبان غافلگیرکننده باشد. هرچند کارشناسان تأکید میکنند که نگرانی اصلی تنها به وسعت این مناطق محدود نمیشود، بلکه روند تخریب سرزمین، فرسایش خاک، کاهش پوشش گیاهی و تغییر کاربری اراضی است؛ روندی که میتواند دامنه آسیبپذیری اکوسیستمهای استان را در سالهای آینده افزایش دهد.
