چرا شمال عراق در روایت‌های ایرانی غایب مانده است؟

کتاب «نمک، خرما، توت» با نگاهی متفاوت به شمال عراق، تصویری فراتر از اخبار جنگ و بحران ترسیم می‌کند و مخاطب را با زندگی مردم کرکوک، سلیمانیه و صلاح‌الدین همراه می‌سازد.

۱۰ مرداد ۱۴۰۵، ۹:۴۰
چرا شمال عراق در روایت‌های ایرانی غایب مانده است؟

کتاب «نمک، خرما، توت» با نگاهی متفاوت به شمال عراق، تصویری فراتر از اخبار جنگ و بحران ترسیم می‌کند و مخاطب را با زندگی مردم کرکوک، سلیمانیه و صلاح‌الدین همراه می‌سازد.

به گزارش خبرنگار مهر، کرکوک، سلیمانیه، صلاح‌الدین و طوزخورماتو؛ برای بسیاری از ما این نام‌ها بیش از آنکه یادآور زندگی باشند، بوی اخبار جنگ، عملیات نظامی، درگیری‌های قومی و تیترهای امنیتی می‌دهند. سال‌هاست این شهرها را از قاب رسانه‌ها دیده‌ایم؛ جایی که انفجار، داعش، نفت، مناقشه و بحران، روایت غالب آن بوده است. اما آیا این تمام حقیقت شمال عراق است؟ آیا پشت این تیترهای پرهیاهو، مردمانی زندگی نمی‌کنند که عشق می‌ورزند، کار می‌کنند، کنار هم نان می‌خورند و با وجود همه زخم‌ها، هنوز به همزیستی باور دارند؟

کتاب «نمک، خرما، توت» نوشته حامد خسروشاهی دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از شکستن تصویری که سال‌ها از شمال عراق در ذهن مخاطب ایرانی شکل گرفته است. این کتاب نه یک گزارش سیاسی است، نه سفرنامه‌ای معمولی و نه مجموعه‌ای از خاطرات روزانه. نویسنده در سفری میدانی، تلاش کرده لایه‌های پنهان جغرافیایی را روایت کند که معمولاً تنها هنگام بحران به صدر اخبار راه پیدا می‌کند.

منبع  : خبرگزاری مهر

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *