طناب خریدم که خودکشی کنم/ همه‌تان مافیاید و هیچ کدام جرات ندارید به شجریان بگویید بالای چشمت ابروست

سوپرمارکت محل به من جنس نمی‌فروخت! آرایشگر محل ما می‌گفت آقا وقتی شما روی این صندلی می‌نشینید دیگر هیچکس به مغازه من نمی‌آید و عذرخواهی می‌کرد و مؤدبانه می‌گفت دیگر نیایم. آژانس به من ماشین نمی‌داد...
سوپرمارکت محل به من جنس نمی‌فروخت! آرایشگر محل ما می‌گفت آقا وقتی شما روی این صندلی می‌نشینید دیگر هیچکس به مغازه من نمی‌آید و عذرخواهی می‌کرد و مؤدبانه می‌گفت دیگر نیایم. آژانس به من ماشین نمی‌داد…

گروه فرهنگ و هنر: علیرضا افتخاری در مصاحبه با ماه‌نامه تجربه در مورد ماجراهای بوسیدن احمدی‌نژاد اظهار داشت: آقای احمدی‌نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم گشته ایشان بودم. یک جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت سر هم این اتفاقات را شکل دادند که… بابا بوسیدن یک بار، دو بار… جمله بعدی ام را امیدوارم جرات انتشارش را داشته باشید، ولی من طناب خریده بودم خودکشی کنم. 

طناب خریدم که خودکشی کنم/ همه‌تان مافیاید و هیچ کدام جرات ندارید به شجریان بگویید بالای چشمت ابروست

به گزارش بولتن نیوز، قسمتی از این مصاحبه به شرح زیر می باشد:

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *