غمنومه مدیری

مدیری به‌رغم تلاشش برای بیان مسائل اجتماعی، در فیلمنامه دچار حفره‌های فراوانی است. شاید اگر او ذهن قصه‌پرداز الوند را فدای نام خود نمی‌کرد و اجازه می‌داد خشایار الوند تا انتها همراه او باشد، قصه پرپیمانه‌تری روایت می‌شد. تلفن بانک به هیچ وجه بهانه‌ای خوب برای شروع قصه و گیرافتادن در این ماجراهای عجیب و غریب نیست.
مدیری به‌رغم تلاشش برای بیان مسائل اجتماعی، در فیلمنامه دچار حفره‌های فراوانی است. شاید اگر او ذهن قصه‌پرداز الوند را فدای نام خود نمی‌کرد و اجازه می‌داد خشایار الوند تا انتها همراه او باشد، قصه پرپیمانه‌تری روایت می‌شد. تلفن بانک به هیچ وجه بهانه‌ای خوب برای شروع قصه و گیرافتادن در این ماجراهای عجیب و غریب نیست.

گروه سینما و تلویزیون: اساسی‌ترین اصل در نوشتن قصه، تغییراتی است که برای شخصیت اصلی داستان رخ می‌دهد. در واقع داستان‌نویس وقایع و قصه‌ها را برای شخصیت اصلی می‌نویسد و سپس او را در مقابل پیچ و خم حوادث و رویداد‌ها قرار می‌دهد تا به نقطه آخر برساند. «سیامک انصاری» یگانه عاقل داستان‌های مدیری این بار در لباس شیک و مایه‌داری «مهرداد پرهام» روایت شده است.

غمنومه مدیری

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه وطن امروز، روایتی که مدیری همواره در موضع خود بدون تغییر مانده است؛ شخصیت‌های داستان‌های مدیری همواره ثابتند و جبر محیط فقط تکانه‌هایی محدود به آنها می‌دهد. شیرفرهاد‌ها شیرفرهاد ماندند و بلوتوث‌ها تغییری نکردند. سیامک انصاری نیز همواره همان تنها عاقل داستان‌ها بود که هیچوقت درک نمی‌شد و همواره با انبوهی از «توده‌های جاهل» مواجه بود. مهرداد پرهام نیز بناست در دنیای مدرن زیست کند، دنیایی که مصیبت‌هایش از داخل خانه تا تمام دنیا یافت می‌شود. دنیایی که حتی اگر بخواهی هم نمی‌توانی خوب باشی، نمی‌توانی به دیگران کمک کنی و نمی‌توانی با دیگران زندگی کنی و بهترین چیز زیستن در خانه‌ای دور از آلاینده‌های شهری و انسانی است.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *