سریال انیمیشنی مرد عنکبوتی حرفهای زیادی برای گفتن دارد!
شخصیت اسپایدرمن در دنیای سینمایی مارول یک چهرهی پیچیده را به نمایش میگذارد. با این فرانچایز شاهد یک سهگانهی موفق از مرد عنکبوتی بودیم که قهرمان داستان را تبدیل به شخصیتی قابل ارتباط میکرد. اسپایدرمنی که تام هالند به نمایش گذاشت توان رقابت با بزرگان مارول چون آیرون من و کاپیتان آمریکا را دارد و جایگاه مستحکمی برای خودش در این یونیورس ساخت. با این حال مارول برای اینکه روایت داستان را پیوسته و بهتر کند، نیاز داشت که چندین مورد را قربانی کند: داستانی که در ابتدا یک آپدیت جالب برای این شخصیت کلاسیک بهنظر میرسید، نهایتاً انقدر متفاوت شد که طرفداران قدیمی کمیکها به سختی آن را میشناسند.
اسپایدی که در دنیای سینمایی مارول دیدیم، به ندرت توان این را پیدا میکند که خودش را نشان بدهد؛ در هر کدام از فیلمهای جداگانهی مربوط به او، مجبور هستیم صحنهای را تماشا کنیم که در آن قهرمان داستان با قهرمانهای دیگر یا ویلنها، شریک میشود! نقشهای فرعی هم وقتی که به تعدد و تنوع دشمنانش نگاه میکنیم، باعث ناخرسندیست: اسپایدرمن در برابر بزرگترین و ماندگارترین ویلنهای یونیورس مارول قرار میگیرد. ولی از آنجایی که استودیوها باید به سونی پیکچرز وفادار بمانند، این شخصیتها به کناره رانده میشوند (علت این امر در دست داشتن فرانچایز اسپایدرمن توسط سونی میباشد). بدون وجود این شخصیتها و میراثی که از مرد عنکبوتی به یاد میآوریم، او در دنیای سینمایی مارول شباهت کمی به خود واقعیاش دارد.
